تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
لعنت‌كننده باشى ؟ عرضكردم : به خدا سوگند چنين بود ( كه فرمودى ولى ) او به من ستم كرد ؟ فرمود : اگر او به تو ستم كرده تو از او سر افتادى ، هر آينه اين كردار از كردارهاى من نيست ، و بشيعيانم چنين دستورى ندهم ، از پروردگارت آمرزش بخواه ، و به آن كردار باز مگرد ، عرضكردم : از خدا آمرزش خواهم و ديگر باز نگردم .

باب كسى كه براى بديش از او پرهيز كنند

1 -

حضرت صادق عليه السلام فرمود : روزى پيغمبر ( ص ) نزد عايشه بود ناگاه مردى اجازه شرفيابى خواست ، رسول خدا ( ص ) فرمود : چه مرد بدى است از اين تيره و قبيله ، پس عايشه برخاست و بدرون اطاق رفت و رسول خدا ( ص ) اجازه ورود به آن مرد داد ، همين كه وارد شد حضرت با روى باز از او پذيرائى كرد و با او بگفتگو پرداخت تا هنگامى كه بپايان رسانيد و آن مرد از نزدش بيرون رفت ، عايشه ( برگشته ) و عرضكرد : اى رسول خدا در حالى كه شما اين مرد را ببدى ياد كردى با روى باز از او پذيرائى كردى ؟ در اين هنگام حضرت فرمود : از بدترين بندگان خدا كسى است كه براى دشنامگوئيش همنشينى با او را بد دارند .

توضيح

- مجلسى ( ره ) گويد : آنچه حضرت در آخر حديث فرمود : كه از بدترين بندگان خدا . . . » يا عذر است براى آنچه نخست فرمود ، يا براى آنچه در پايان عمل كرد يا براى هر دوى آنها ، و اين حديث دلالت بر جواز مدارا كردن با فاسق و جواز غيبت او دارد ، و گويند آن مرد عيينة بن حصن فزارى يكى از سران شرور عرب بوده است .

2 -

از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : بدترين مردم در روز قيامت نزد خدا كسانى هستند كه از ترس بدى و شر آنها احترام و اكرامشان كنند .