تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كردم : اى امير مؤمنان خدا مرا بفدايت كند برايم واضح كن ( و آشكارتر بيان فرما ) فرمود : آنان كه رسول خدا ( ص ) در آخرين خطبه‌اش روزى كه خداى عز و جل قبض روحش فرمود ( و او را بنزد خودش برد ) فرمود : من همانا دو چيز در ميان شما ميگذارم كه پس از من هرگز گمراه نشويد تا مادامى كه به آن دو چنگ زنيد : كتاب خدا ، و عترتم كه اهل بيت ( و خاندان ) منند زيرا خداى لطيف و آگاه به من سفارش كرده كه آن دو از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ، مانند اين دو ( انگشت كه با هم برابرند ) و دو ( انگشت سبابهء خود را بهم چسباند و نميگويم مانند اين دو انگشت - و انگشت سبابه و وسطى را بهم چسباند . ( يعنى با هم برابرند و اين طور نيست ) كه يكى بر ديگرى پيش باشد ( و جلو افتد ) پس بهر دوى اينها چنگ زنيد تا نلغزيد و گمراه نشويد ، و برايشان جلو نيفتيد كه گمراه شويد .

باب

1 -

حضرت صادق عليه السّلام فرمود : همانا بنى اميه براى مردم تعليم ايمان را آزاد گذاردند و تعليم شرك را آزاد نگذاردند ، زيرا اگر مردم را بر آن وادار ميكردند آن را نمىپذيرفتند .

شرح

- مجلسى ( ره ) از پدر شيخ بهائى قدس سره نقل كند كه گفته است : در معنى اين حديث گفته‌اند : مقصود اين است كه بنى اميه مردم را آزاد گذاردند و آنها را به ياد گرفتن ايمان وادار نكردند و از اين زحمت آنان را فارغ كردند ، زيرا اگر بر آن وادارشان ميكردند و رنج آن را به آنان تكليف ميداشتند آن را نمىشناختند ، زيرا ايمان عبارت از ( شناسائى ) اهل بيت بود و بنى اميه دشمن اهل بيت بودند و چگونه مردم را به ياد گرفتن چيزى وادار ميكردند كه سبب زوال دولت و سلطنت آنها بود بخلاف شرك كه منافاتى با سلطنت آنها نداشت ، سپس مجلسى ( ره ) گويد : و پوشيده نماند كه اين معنى دور است بلكه ظاهر اينست كه مقصود امام عليه السّلام اين بوده كه آنها چيزى كه مردم را از اسلام بيرون برد يادشان نميدادند ( و به صرف دستورات اوليه اسلام و كلياتى اكتفا ميكردند و اگر آنچه موجب شرك مىشود و مردم را از دين بيرون