تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
كه نام تمام انبيا و سلاطينى كه در زمين فرمانروائى ميكنند ، در آنها ثبت است ، به خدا كه در هيچ يك از آنها نام محمد بن عبد اللَّه نيست .

8 -

فضيل بن سكرة گويد : بر امام صادق عليه السلام وارد شدم ، فرمود اى فضيل ميدانى اندكى پيش چه مطالعه ميكردم ؟ عرضكردم : نه ، فرمود : كتاب فاطمه عليها السلام را مطالعه ميكردم ، تمام سلاطينى كه در زمين فرمانروائى ميكنند ، بنام خود و نام پدرانشان در آن نوشته است و من براى فرزندان حسن چيزى در آن نديدم ( گويا مقصود همان اولاد امام حسن در زمان امامست و گر نه در صحت نسب سلاطين مصر فاطمى خدشه مىشود - مرآت - )

در شان إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

و تفسير آن

توضيح

- مرحوم كلينى در اين باب نه روايت ذكر مىكند كه در سلسله اسنادش شخصى بنام « حسن بن عباس بن حريش » موجود است ، حال اين شخص در نظر علماء رجال در دو نقطه قدح و توثيق قرار گرفته است ، نجاشى ره گويد : حسن بن عباس كه از امام جواد عليه السلام نقل مىكند بسيار ضعيف است ، كتابى در باره سوره
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ »
دارد كه عباراتش در هم و ناجور است و مرحوم علامه حلى گويد : او ضعيف الرأى است و كتابى كه در فضيلت
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ »
تصنيف كرده الفاظش خراب و خيالبافيهايش دليل بر جعل و نادرستى آنست ولى علامه مجلسى ره او را توثيق نموده و فرموده است از كتب رجال استفاده مىشود كه قدح او تنها بسبب روايت كردن همين احاديث عالى و مشكلى كه عقل بيشتر مردم نميرسد بوده است در صورتى كه كتاب او نزد محدثين مشهور و معروف بوده و احمد بن محمد كه برقى را از قم بيرون كرد براى اينكه از مردم ضعيف نقل ميكرد : حديث حسن بن عباس را نقل كرده است در صورتى كه اگر كتاب او نزدش معتبر نميبود آن را نقل نميكرد و من هم دلائل بسيارى بر صحت آن كتاب دارم . - پايان كلام مجلسى - در هر حال تحقيق در باره اين شخص بسيار بجا و مناسب است ولى چون ما را در اين مقام مجال اين تحقيق نيست ، تنها بترجمه و شرح روايات او از نظر متن و دلالت اكتفا ميكنيم و بايد بگوئيم كه از نظر متن ، در اين روايات مضامينى عالى و استدلالاتى محكم و قوى ديده مىشود كه من نظير آن را در روايات ديگر كمتر ديده‌ام ، مخصوصا موضوع عدم اختلاف علوم ائمه كه در چند حديث از اين باب به آن استدلال مىشود .