تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
يك پوست مانند ران شتر فربه كه تمام احتياجات مردم در آن نوشته است ، ( يعنى نوشته‌ها در آنست نه آنكه روى خود آن پوست نوشته باشد - مرآت ) همه قضايا حتى جريمه خراش در آنجا هست ، عرضكرد : مصحف فاطمه چيست ؟ حضرت مدتى سكوت كرد و سپس فرمود : شما از آنچه ميخواهيد و نميخواهيد بحث ميكنيد ( يعنى بعضى از پرسشهايت به قصد فهميدن نيست يا بدردت نميخورد ) همانا فاطمه بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هفتاد و پنج روز در دنيا بود و از فراق پدر اندوه بسيارى داشت و جبرئيل عليه السلام مىآمد و او را در مرگ پدر تسليت ميداد و خوشدل ميساخت و از احوال و مقام پدرش خبر ميداد و سرگذشت اولادش را پس از او برايش ميگفت و على عليه السلام اينها را مينوشت و آن نوشته‌ها مصحف فاطمه عليها السلام است .

6 -

امام صادق عليه السلام ميفرمود : همانا نزد ما نوشتجاتى است كه با وجود آنها نيازى بمردم نداريم ( كه از آنها چيزى بپرسيم ) ولى مردم بما احتياج دارند ، نزد ما كتابيست باملاء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و خط على عليه السلام ، دفتريست كه هر حلال و حرامى در آنست ، شما راجع بكارى نزد ما مىآييد ( و كسب تكليف ميكنيد ) سپس ما ميفهميم كه شما به آن عمل ميكنيد يا عمل نميكنيد .

7 -

عبد الملك بن اعين به امام صادق عليه السلام فرمود : طايفه زيديه و معتزله گرد محمد بن عبد اللَّه ( بن حسن ملقب بنفس زكيه ) را گرفته‌اند آيا براى او سلطنتى هست ؟ فرمود : به خدا كه نزد من دو كتابست