أبو جارود مى گويد : به امام باقر ( عليه السلام ) عرض كردم : من مردى هستم كه عمرم بالا رفته و چشمانم كم سو شده و منزلم هم از منزل شما دور است ، چيزى به من بياموزيد كه به آن معتقد باشم و به آن چنگ زنم و به اولاد و افراد پس از خود نيز برسانم و بياموزم . امام ( عليه السلام ) از اين سخن من بسيار خوشحال شده و نشستند و فرمودند : اى ابا جارود ! چه گفتي ؟ برايم تكرار كن ! سخنم را تكرار كردم ، امام فرمودند : بله اى اباجارود ! [ دين اينهاست ] : گواهى به اينكه هيچ خدايى جز خداوند متعال وجود ندارد ، يگانه است و همتايى ندارد ، و شهادت به اينكه محمد ( صلى الله عليه وآله ) بنده و فرستاده اوست ، پرداخت زكات ، روزه ماه رمضان ، به حج رفتن ، دوستى با دوستان ما ، دشمنى با دشمنان ما ، تسليم بودن در برابر فرمان ما و انتظار ظهور قائم ما ، پرهيزكارى و تلاش . ( 1 ) يونس بن عبدالرحمن مى گويد : بر امام موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) وارد شدم و از ايشان پرسيدم : اى پسر رسول خدا ! آيا قيام كننده به حق شما هستيد ؟ امام فرمودند : من قيام كننده بده حق هستم اما قائم ( قيام كننده اي ) كه زمين را از دشمنان خداوند پاك مىكند و آن را پر از عدل و داد مىكند ، او پنجمين نسل از فرزندان من است . او غيبتى طولانى دارد تا جانش در امان باشد . عده زيادى در طول آن غيبت ، مرتد شده و از اعتقادشان باز مى گردند و عده اى نيز ثابت مى مانند . سپس فرمودند : خوشا به حال شيعيان ما ! آنانى كه در زمان غيبت به ريسمان چنگ مى زنند ، در دوستى ما وبيزارى از دشمنان ما ثابت قدم و استوار هستند . آنان از ما هستند و ما نيز از آنان ! آنان به امامت ما خرسند هستند و ما نيز به شيعه بودن آنان خرسنديم . پس خوشا به حال آنان ! خوشا به حال آنان ! به خدا قسم آنان در درجات بهشت به همراه ما خواهند بود . ( 1 )
شرح زيارت آل ياسين (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٤٤
هامش
( 1 ) - مهج الدعوات ص 135
( 1 ) - كمال الدىن و تمام النعمة ج 2 ص 361