كنم كه شايد به راه هدايتشان برگردند . من نيز از آنان استقبال كردم و به همه حرفهايشان با دقت گوش دادم ؛ سپس درباره استدلالهايشان از آنان پرسيدم كه از چه راهى بايد به صحت دعوت شما اعتماد كرد ؟ گفتند از سهراه : حديث ، استخاره و خواب ديدن . از آنان حديث خواستم ؛ اما آنان رواياتى را براى من آوردند كه هيچ ربطى به ادعايشان نداشت و حتى براى كوچكترين مسائل هم قابل استناد نبودند ، چه رسد به مسألهاى به اين مهمي ! درباره خواب سؤال كردم ؛ كلمات و دعاهايى درباره احمد حسن بود كه معتقد بودند اگر كسى چهل روز آن را بخواند ، خوابى خواهد ديد و حقانيت احمد حسن به او نشان داده خواهد شد . من هم در برابر آنان به روايت صحيح ابن اذينه از امام صادق ( عليه السلام ) استناد كردم : امام صادق ( عليه السلام ) به ابن اذينه فرمودند : اين ناصبيها چه ميگويند ؟ عرض كردم : فدايتان گردم ، در چه مورد ؟ فرمودند : درباره اذان و ركوع و سجدهشان ؟ عرض كردم : آنان ميگويند كه أبى بن كعب آن را در خواب ديده است ؛ آن حضرت فرمودند : به خدا قسم دروغ ميگويند ! دين خداوند ، بسيار والاتر از اين است كه درخواب ديده شود . ( 1 ) و به آنان گفتم : با توجه به اين روايت صحيح ، خواب حتى در فروعِ فروع دين [ مثل اذان و ركوع و سجده كه فرع نماز هستند و خودِ نماز از فروع دين است ] هم حجت نيست ، پس چگونه در مسئله مورد بحث ما ميتواند حجت باشد ؟ بله خواب ميتواند ما را به يك دليل عقلى يا نقلي ، هدايت و راهنمايى كند ، اما اينكه خودش اصل دليل يا بخشى از دليل باشد ، خير ، اين باطل است . اما خود خواب هم چند گونه است ، گاهى رحمانى است و گاهى شيطاني ! و گاهى هم در اثر امور ناخودآگاه و تلقين و تكرار است .
دجال البصرة ( دجال بصره ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٨٧
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 6 ، ص 634 .