كوههاى « فى » « 1 » رسيديم .
جمعه بيست و پنجم مه ، بهنگام بالا آمدن آفتاب خود را در كنار « مالقه » يا « مالاگا » « 2 » يافتيم و در كنار آن لنگر انداختيم . كشتى آن روز و روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه و سهشنبه در آنجا ماند . زيرا كه ناخدا قرار بود تعدادى كوزههاى روغن زيتون و ساير كالاهاى بازرگانى پياده كند . شهر مالاگا در دشت و در كنار دريا قرار دارد . در داخل محوطهء شهر نقطهاى است كه در دريا پيش رفته و در نوك آن دژى است كه بر بلندى ساختهاند و دو برج در نماى خارج دارد . در بيرون از شهر دژ ديگرى است كه از اين دژ بزرگ مرتفعتر است و بنام « الكزبا » « 3 » خوانده مىشود . از داخل شهر به دژ بيرونى شهر دو ديوار كشيده شده است . در خارج از شهر كمى آنسوتر دماغهء كوچك ديگرى وجود دارد كه در كنار آن اسكله و جباخانه و اسلحه خانه است و بلافاصله در كنار آن ديوارهاى شهر آغاز ميگردد و شهر را در بر ميگيرد و بر مسير آن برجهاى فراوان وجود دارد . اين ديوار را بيشههاى بسيار كه در شهر واقع است در ميان مىگيرد . در آنسوى ديوار رشتهكوههاى مرتفعى است كه در كوهپايهء آن خانههاى بسيارى با موستانها و بيشهها واقع گشته است . در باريكهء ميان ساحل دريا و حصار شهر انبارهائى ساخته شده است كه در آن كالاهاى بازرگانى را انبار ميكنند . در داخل شهر ازدحام جمعيت بسيارست .
چهارشنبهء بعد كه ( سىام ) مه بود در كشتى بادى از مالاگا به راه افتاديم .
كشتى ما در ساحل ، پائين رشته كوههايى كه در كوهپايههايش همه جا كشتزارهاى گندم و موستانها و بيشهها بود ، لنگر انداخته بود . سپس به « ولز مالاگا » « 4 » كه در قلهء مرتفعى است بر فراز كوه رسيديم و بعد ، از « المونكار » « 5 » كه شهرى است در كنار دريا گذشتيم و تا فرا رسيدن شب رشتهكوههاى « سيرا نوادا » « 6 » در برابر ديدگان ما ظاهر شد و در موازات آن دريانوردى كرديم . روز بعد يعنى
هامش
( 1 ) -Sierra de la fi( 2 ) -Malaga( 3 ) -Alcazabaو شايد محرف « القصبه » باشد ( م . ا . )
( 4 ) -Velez Malaga( 5 ) -Almunecar( 6 ) -Sierra Nevada