تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كلاويخو ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
درآيد ، ديگر در معرض فراموشى و خطر نسيان نخواهد بود . بدينجهت با اتكاء و پشتيبانى خدا كه همه چيز در اختيار اوست و با سپاس مريم باكرهء قديس مادر وى ، به نوشتن اين شرح و تفصيل از روزى كه سفيران به بندر « سن مارى » در برابر قادس رسيدند ، شروع كردم . در نظر داشتيم كه از اينجا بكشتى بادى بنشينيم و راه دور و دراز خويش را آغاز كنيم . همان سفير تيمور كه بنزد ولى نعمت ما گسيل گشته بود و در بالا از او ياد شد ، با ما همراه و همسفر بود . دوشنبه بيست و يكم ماه مه سال 1403 بعد از ميلاد خداوند ما ، ما سفيران چنان كه سابقا گفته شد به بندر سن مارى رسيديم و همانروز بعضى تداركات كه با خويشتن آورده بوديم كه از خليج قادس بگذرانيم از پيش به كشتى بادى كه * قرار بود با آن حركت كنيم فرستاديم ، اين تداركات غير از آن محمولاتى بود كه توسط خدمتكاران خاص از پيش از اشبيليه و جراز « 1 » ارسال و بكشتى برده شده بود . فرداى آن روز ، يعنى سه شنبهء بيست و دوم ماه مه بقايق نشستيم و بهمراه مسر ژولين چنتوريو « 2 » كه ناخداى كشتى نيز بود ، از خليج گذشتيم و به بندرگاه لاس موئلاس « 3 » كه در قادس است و در آن كشتى ما لنگر انداخته بود ، رسيديم . سپس در روز چهار شنبه ، كشتى به راه افتاد و از سواحل اسپانيا دور شديم هوا مساعد بود و شامگاه به دماغهء « اسپارتل » « 4 » رسيديم . فرداى آن روز يعنى پنج شنبه به طنجه رسيديم و كوههاى بربر در برابر ما قرار داشت . چون از آنجا گذشتيم به « طريف » « 5 » و « خيمنس » « 6 » رسيديم و پس از گذشتن از « سته » « 7 » بجزيرهء « الخضرا » « 8 » و « جبل طارق » « 9 » آمديم پس از آن به طرف « ماربلا » « 10 » رانديم و در گذشتن از اين سواحل چنان بساحل نزديك ميرانديم كه شهرهاى واقع در كوهپايه و كنار آب را بنهايت آشكارى مىديديم . در ظرف همانروز به
هامش
( 1 ) -Jerezشهر كوچكى است در نزديكى قادس در اسپانيا . م . ( 2 ) -Messer Julien Centurioمسر بايتاليائى يعنى آقا . م . ( 3 ) -Las Muelas( 4 ) -Spartel( 5 ) -Tarifa( 6 ) -Ximenes( 7 ) -Ceuta( 8 ) -Alqeciras( 9 ) -Gibraltar( 10 ) -Marbella