فصل هشتم ص 160 س 17 - در متن اصلى نوشته است
Caza
كه تقريبا با اطمينان ميتوان گفت
Taza
بايد همان طسوج ( يا
Taza
را اشتباها چنين خواندهاند و
Taruj
طروج ) باشد ، كه يكى از شهرهاى مشهور اين حدودست . ( به نزهة القلوب ص 83 بنگريد . ) نام كوزكنان كه منزل بعدى كلاويخوست ( نزهة القلوب ص 82 ) بمعنى « كوزهگر » ست . از آنجا كه بهنگام چاپ از روى متن خطى اصلى و غالبا قابل تبديل هستند ، لذا چند سطر پائينتر
Corami
بجاى
Toctamix
يا
Toktamish
نوشته است .
ص 163 س 7 - سلطان اويس جلاير كه در 1374 م . ( 776 ه . ) درگذشت ، پدر سلطان احمدست كه در حاشيهء ص 157 س 11 در ص ازو ياد شد .
ص 166 س 9 - به ديباچه ص 24 نگاه كنيد .
ص 167 س 14 - در متن اصلى نوشته است
Camocan
كه كنايه از زربفت است .
رجوع كنيد به كتاب « هابسون جانسون »
( Hobson Jobnson )
تأليف يول چاپ 1886 ص 368 و كتاب « چين »
( Cathay )
از همان نويسنده چاپ 1866 ص 295 و فهرست
( Glossaire )
دوزى و انگلمان 246 .
ص 168 س 1 - هند كوچك از نظر كلاويخو و معاصران او كشورى بود بين ايران و هند ( بزرگ ) يعنى افغانستان و بلوچستان . اما آنچه كلاويخو نوشته است ، دقيق نيست . چه از افواه به او رسيده است .
ص 168 س 19 - ( يسن بايد همانا يزد باشد . م . )
ص 169 س 11 - اين داستانيست مشهور كه پيوسته براى بيان علت به كار نبردن آهن در ساختمان كشتيهايى كه در شرق مىساختند ، اظهار ميكنند . رجوع كنيد به كتاب « چين » اثر يول ( چاپ 1866 ) ص 57 و 217 .
ص 171 س 7 - اين همان گنبد سبز بزرگيست كه هنوز برجستهترين بناى سلطانيه بشمارست . اين ساختمان را سلطان مغول الجايتو كه از بازماندگان چنگيز و متوفى در 1316 م . / ( 716 ه . ) است ، اصلا براى آرامگاه خود بنا كرد . شايد ميرانشاه جنازهء او را از گور بيرون كشيده باشد . صد سال بعد ، اين مسجد بزرگ را شاه محمد خدابنده ( پدر شاه عباس بزرگ ) مرمت كرد و هنوز هم گنبد آن با آنكه بسيار ويران و خرابه است ، در ميان دشت سلطانيه جلب نظر مىكند . رجوع كنيد به كتاب « يكسال در ميان