اسكندريهء مصر دانسته است كه قبول چنين امرى محال است .
ص 60 س 7 - در متن اصلى نوشته شده است
El Soldan de Babylonia
( يعنى سلطان بابل ) كه ناصر الدين فرج از مماليك برجى ( 1393 م . تا 1405 م . / ( 801 ه .
تا 808 ) باشد . قاهره را فرنگيهاى آن زمان عموما بابل مىدانستند . اين اشتباه از آنجا ناشى شده كه در جنوب قاهره روميان دژى بنام بابل ساخته بودند كه با اين شهر چندان فاصلهاى نداشت و هنوز هم بقايا و آثار ديوارهاى آن بجاست . بنابرين بزعم كلاويخو معمولا بابل با مصر مترادف است . اما هميشه هم اينطور نيست . زيرا كه چون وى ذكرى از
« Babylonia y Baldas »
( يعنى بين النهرين و بغداد . م . ) مىكند ، مقصودش بابل واقع در بين النهرين است .
تيمور پس از غارت دمشق در 1401 م . / ( 803 ه . ) به آناطولى لشكر كشيد . بر سر راه خويش بغداد را مسخر ساخت . پس از جنگ آنقره در 1403 م . / ( 804 ه . ) با سلطان بايزيد كه او را به خيل ملتزمين ركاب خويش افزوده بود به طرف سمرقند راند . قصد آن داشت كه سفرى جنگى به چين كند . از آنجا كه سلطان عثمانى و مملوك مصر هر دو از متابعان و خراجگذاران او شده بودند ، ديگر نيازى به اين نبود كه به مصر لشكر بكشد .
ص 64 س 14 -
New Palatia
همانا ملطيهء روزگار باستانست كه پولس رسول زمانى به آنجا رفته بود ( اعمال رسولان 20 : 15 ) هيئت سفارتى ازين شهر به سمرقند بديدار تيمور رفت كه ذكر آن خواهد آمد .
ص 65 س 8 -
« El Forno »
شايد همان فارما كوسا
( Pharmakussa )
باشد كه در جانب شرقى لروس است يا آنكه فارين
( Pharin )
باشد كه در شمال پاتموس
( Patmos )
است .
ص 67 س 22 - دماغهء سن مارى اينك بنام بابا بورون معروف و در گوشهء شمالى خاك اصلى ميتيلن واقعست . اين جزيره كه همان « لسبوس »
( Lesbos )
روزگار باستانست ، نام خود را از پايتختش كه معمولا « كاسترو »
( Kastro )
ناميده مىشود و در تنگهء طرف مقابل خاك اصليست گرفته است . ميتيلن بنام « استاليمن »
( Stalimene )
كه كلاويخو آن را
( Estalimene )
و گاهى « اسكالينز »
( Escalines )
مىنويسد معروفست .
ص 68 س 5 - وى خواهر امپراطور ژان پالئو لوگوس
( Palaeologus )
پدر امپراطور مانوئل بود . به شجره نسب آنها در ص 329 نگاه كنيد . « خاندان شاهان بيزنتينه »
( Familiea Augustus Byzantinae )
تأليف دو كانژ
( Ducange )
چاپ پاريس