شهرى افتاد كه در كنار دريا ساخته شده است و بنام « تيره بولى » « 1 » مشهورست .
اين اولين نقطهاى است از قلمرو امپراطور طرابوزان كه چون مسافر ازين سو ميآيد به آن ميرسد .
پس از اندك زمان به كنار دژى رسيديم بنام « كورلى » « 2 » . اما بهيچيك ازين دو شهر نرفتيم زيرا كه باد مساعد ملايمى ميوزيد . بهنگام فرو رفتن خورشيد بنزديك دژى رسيديم بنام « فول » « 3 » . درينجا بساحل رفتيم و شب را بسر آورديم . بامداد فرداى آن روز كه سه شنبه بود به راه افتاديم ، اما باد در جهت مخالف ميوزيد . در ( ساعت 9 ) به دژى رسيديم بنام « سانفوكا » « 4 » .
درينجا لنگر انداختيم تا پارو زنان كشتى بياسايند . سپس بهنگام غروب به بندرى رسيديم بنام « پلاتانا » « 5 » و بواسطهء بادى كه در جهت مخالف ميوزيد جرأت نكرديم به دريا پيمايى ادامه دهيم و در طرابوزان پياده شويم .
اينك فقط ده ميل تا طرابوزان فاصله داشتيم . همهء شب را در پلاتانا مانديم .
باد شديدى ميوزيد و دريا طوفانى و پر موج گشته بود ، چنان كه ترسيديم مبادا بساحل برخورد كنيم ، زيرا مشاهده ميكرديم كه بر اثر فشار باد لنگرهاى ما كشيده ميشد و اندكى حركت ميكرد . بامداد فردا يعنى جمعه كه مصادف بود با يازدهم آوريل در همين محل تا غروب مانديم و آنگاه بادبان افراشتيم و به بندرگاه طرابوزان رفتيم . از پرا تا طرابوزان 960 ميل دريا پيمايى كرده بوديم .
درين شهر دولت ژن دژى خوب دارد كه در كنار حصار شهر واقع است . بهنگام ورود ، در آن دژ منزل كرديم . مردم ژن از ما محترمانه پذيرايى كردند .
هامش
( 1 ) -Tireboli( 2 ) -Kurlei( 3 ) -Fol( 4 ) -Sanfoca( 5 ) -Platana