[ اعداد ]
اوّلين لفظ عشر باشد مركّب با أحد * همچنين تا تسعه وتسعين شنو اين حكم را
باز ثاني كم ، چه استفهام باشد يا خبر * ثالث ايشان كايّن رابع ايشان كذا
[ أسماء افعال ]
نه بود أسماء افعال واز آن شش ناصبند * دونك ، بله ، عليك ، حيّهل باشد هيا
پس رويد باز رافع اسم را هيهات دان * باز شتّان است وسرعان يادگير اين حرفها
[ نواسخ ]
نوع عاشر سيزده فعلند كايشان ناقصند * رافع اسمند وناصب در خبر چون ما ولا ،
كان ، صار ، أصبح ، امسى وأضحى ظلّ ، بات * مافتئ ، ما انفكّ ، ما دام ، ليس در قفا
ما برح ، ما زال ، افعالى كه زينها مشتقاند * هركجا يأبى همين حكم است در جملة درا
[ افعال مقاربه ]
ديگر افعال تقارب در عمل چون ناقصند * هست أول كاد ثاني كرب ، أوشك عسى
[ افعال مدح وذمّ ]
رافع أسماء جنس افعال مدح وذمّ بود * چار باشد : نعم ، بئس ، ساء ، آنگه حبّذا
ديگر افعال يقين وشك بود كآن بر دو اسم * چون درآيد هر يكى منصوب سازد هر دو را
خلت باشد با زعمت پس حسبت با علمت * پس ظننت با رأيت پس وجدت بىخفا