( 1 )
تكلّم أهل الكفر من بعد ذلّة * و عزّة هاد كان فيها و مهتد
ثلثة أصناف من الكفر كلّهم * يروح [ 4 ] علينا بالشّبان و يغتدى
كفّارا يقولون النّبىّ منافق * و كلّ كفور شامت متهوّد
و أرعد كذّاب اليمامة جهرة * و أكلب فيها باللّسان و باليد
و ما نحن إن لم يجمع اللّه أمرنا * بخير قريش كلّها بعد أحمد
و إنّى لارجو ان يقوم بأمرنا * علىّ و الصّديق و الأمر من غد
و إلّا فكذّاب اليمامة غالب * على النّاس طرّا بالقنا و المهنّد [ 5 ]
و ترجمهء آن اين است كه :
آدمى در دنيا جاويد نمىماند . فنا و نيستى عقب انسان دواسبه مىتازد . [ 6 ] در حواس ما خلل پديد آمد و عقلهاى ما مختل شد به مصيبت مهتر ما محمّد مصطفى ( ص ) . كفّار كه گردن فروشكسته بودند امروز سر برآوردند و سينهها پر كردند . [ 4 الف ] خصوصا اين سه طايفه ؛ يكى جهودان ، دويّم ترسايان ، و سيّوم منافقان . از اين جماعت مسيلمهء كذّاب ( 2 ) مىغرد و مىخروشد ، جوشن محاربت و مقاتلت مىپوشد ، و به قدر وسع به دست و زبان مىكوشد .
از آن سوى طليحة بن خويلد ( 3 ) كاسهء او مىليسد و با او به يك دوك مىريسد . از فردا مىبايد انديشيد و روى فردا را در آيينهء امروز مىبايد ديد
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً .
يقين دانيد اى گروه مهاجر و انصار كه اگر يكى از معارف قريش پشت به خلافت باز ننهد و قبول اين عهده را دست ندهد اين امّت ضايعتر باشد از گوسفندان بىشبان به شب باد و باران در ميان بيابان .
اميد مىدارم كه على مرتضى يا ابو بكر صدّيق ( ع ) ( 4 ) يا يكى از انصار دين و اصحاب يقين اين مهمّ را تكفّل كند و بدين شغل قيام نمايد تا كار مسلمانان بىسامان نگردد .
اگر چنين نباشد ايمن نباشيد از تعرّض مسيلمه و از تشويش و اضطراب .
چون ابو الهيثم اين شعر برخواند ، اين سخنها در دل صحابه جاى گرفت . يكى از
هامش
[ ( 4 ) ] خ : يدوع .
[ ( 5 ) ] ل . ب . ت . م . ش : اشعار عربى را ندارد .
[ ( 6 ) ] ل . ت : فنا از عقب خلق دواسبه مىدواند .