عبد الاعلى بوده و آن حضرت را بدين جهت نوح ناميدند كه پانصد سال گريست .
چنين گويد مصنف ( شيخ صدوق رحمه الله ) كه در روايات فوق فرق نميكند در اسم آن حضرت زيرا همه اينها معنى عبوديت و بندگى را مىرساند
« 1 » .
باب بيست و يكم علت آنكه حضرت نوح را بنده شاكر گفتند
1 - حديث كرد مرا پدرم از حضرت باقر عليه السّلام كه : حضرت نوح را از آن جهت بنده شاكر گفتند كه در هر صبح و شام ميگفت :
اللهم انى اشهدك انه ما امسى و اصبح بى من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك ، لك الحمد ، و لك الشكر بها على حتى ترضى الهنا ) *
« 2 » .
باب بيست و دوم شيطان و اجنه كجا بودند موقع طوفان ، و علت آنكه طوفان را طوفان ناميدند ، و پيدايش قوس
1 - خبر دادند ما را . . . از وهب بن منبه كه يهود و نصارى ميگويند شيطان در
هامش
« 1 » نوح بضم نون و سكون واو ، و در ترجمه تورات بضم نون و فتح واو و سكون حاء ثبت شده ، و اسمى است منصرف به علت ساكن الوسط بودن با اينكه دو سبب از اسباب غير منصرف در او جمع است يكى علميت و ديگرى عجمه ، و در سالى كه حضرت آدم از دنيا رفت آن حضرت متولد گرديد و دو هزار و پانصد سال عمر كرد و شغل آن حضرت نجارى بوده .
« 2 » يعنى : خدايا تو را شاهد ميگيرم كه در هر صبح و شام كه نعمت و عافيت دينى و دنيائى به من ميرسد از تو است ، و توئى كه در هيچ امرى شريكى براى تو نيست حمد من براى تو است ، و بر من لازم است كه بر تمام نعمتهاى تو شكر كنم تا از من راضى و خوشنود شوى اى خداى ما ، و اين دعا در حاشيه مفاتيح الجنان در ضمن دعاهاى صبح و شام نوشته شده و در اصول كافى ( ج 2 - 99 ) دعا را چنين نقل فرموده :
اللهم ما اصبحت بى من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك لك الحمد و لك الشكر بها علىّ يا رب حتى ترضى و بعد الرضا .
و در همان كتاب - 535 دعا را چنين نقل كرده :
اصبحت اشهدك ما اصبحت بى من نعمة او عافية في دين أو دنيا فإنها منك وحدك لا شريك لك فلك الحمد على ذلك و لك الشكر كثيرا ، و نوشته كه آن حضرت در هر صبح و شام اين دعا را سه مرتبه ميخوانده .