تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
از اين جهت ( مردم ) اسب را إجد نام گذاردند ، و بقاطر عد گفتند چون : اولين كسى كه بر قاطر سوار شد آدم بود ، و پسرى داشت بنام معد كه بسيار علاقه بحيوانات داشت و هر وقت آدم سوار بر قاطر ميشد معد قاطر را ميراند ، و هر گاه در راه رفتن كندى ميكرد آدم معد را صدا ميزد تا او را براند ، از اين جهت مردم ( بواسطه كثرت استعمال ميم آن را انداختند و ) بقاطر عد گفتند ، و جهت آنكه بالاغ حر گفتند اينست كه : اولين كسى كه سوار بر الاغ شد حوا بود كه بر آن سوار ميشد و به زيارت قبر هابيل ( فرزند مقتول خود ) ميرفت ، و در بين راه ميگفت : وا حراه ( آه دلم ميسوزد ) و هر وقت اين كلمه را ميگفت الاغش بسرعت راه ميرفت و چون نميگفت بكندى راه ميرفت ، لذا مردم ( بسبب زياد گفتن در زبان آنها مخفف شد و ) آن را حر ناميدند . و جهت آنكه درهم را درهم گفته‌اند اين بود كه : چون درهم دارهم ( خانه هم و اندوه ) است براى كسى كه آن را جمع كند ، خاصه اگر در راه اطاعت خدا آن را
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 14 | الشيخ الصدوق / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى