نميكنم كسى را كه در قلبش باندازهء خردلى ايمان باشد .
و ميفرمايد : بعزّت و جلال خودم قسم در قيامت جمع نميكنم بين كسى كه ايمان به من آورده باشد با كسى كه ايمان به من نياورده باشد ( چون با ايمان در بهشت است و بىايمان در جهنم ) و حقيقت اميدوارى :
آرزو داشتن برحمت پروردگار و گمان خوب به او داشتن است .
بدان علامت اميدوارى به خدا آنست كه هميشه به اطاعت و عبادت مشغول باشد ، و اميدواران به خدا سه قسمند : جمعى عمل صالح بجا مىآورند . و اميدوارند كه قبول شود ، و دستهء ديگر گناه ميكنند و اميدوارند كه آمرزيده شوند ، و جمعى ديگر هستند كه بدروغ اميدوارند زيرا گناه مينمايند و إصرار بر ارتكاب گناه دارند و سستى در عبادت ميكنند با وجود اين تمنا دارند كه آمرزيده شوند ( و ابدا آمرزيده نشوند ) .
شخصى به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام عرضكرد كه :
قومى هستند از شيعيان شما كه گناه ميكنند و ميگويند ما اميد به خدا داريم ، فرمود : ايشان كسانى هستند كه به آرزو ميگذرانند و دروغ ميگويند رجاء و اميد ندارند ، همانا : كسى كه اميد به چيزى داشته باشد در صدد طلب آن بر مىآيد ، و كسى كه از چيزى اميد نداشته باشد از آن مىگريزد .
و شخصى ديگر به خدمت آن حضرت عرضكرد كه : قومى از شيعيان شما معصيت ميكنند و ميگويند ما اميدوار بخدائيم ، حضرت فرمود :
دروغ ميگويند ، شيعيان ما نيستند ، اينها قومى هستند كه امانىّ و آمال ايشان را مضطرب كرده است ، كسى كه اميد به چيزى داشته باشد عمل
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٥٦