مىكنند . يعنى وقت را غنيمت مىشمارند در عبادت كردن چون سايه از نظر شرعى تعيين وقت مىكنند . چنانچه در تعيين زوال ظهر در احكام فقهى وقت نافله و فريضه به وسيلهء سايه معين مىشود . و اين مراقبت مانند مراقبتشان از گوسفندان است ، و منتظر غروب آفتابند .
براى عبادتهاى شب و شبزندهدارى و در هنگامى كه مردم در رختخواب خود استراحت مىكنند . آنها مشغول ركوع و سجود و گريه و مناجات از خوف خدا هستند ، و شكايت از هيچ چيزى نمىكنند . اول چيزى كه به آنها عنايت مىكنم سه موهبت بزرگند :
1 - از نور خودم در دل ايشان مىافكنم كه از من خبر مىدهند همان گونه كه من از آنها خبر مىدهم .
2 - اگر آسمانها و زمينها و هر آنچه در آنها است در ترازوى عمل آنها باشد باز آن را براى وى اندك مىشمارم .
3 - رو بسوى آنان مىكنم و كسى را كه من رو به او مىكنم هيچ كس نمىداند كه چه مىخواهم به او عطا كنم .
( مقدمهء مؤلف تا اينجا پايان پذيرفت اكنون به اصل مطلب مىپردازيم : )
باب اول در بيان عوضهائى ، كه خداوند به مصيبترسيدگان و كسانى كه فرزندان و عزيزان را از دست دادهاند ، عنايت مىكند .
بايد انسان مؤمن ، كه اعتقاد به خداى تعالى دارد ، بداند كه خداوند عادل و حكيم است .
و هيچ مناسبتى با كمال ذات مقدسش ندارد ، كه بلائى به بندهء مؤمن در دنيا نازل كند ، و متقابلا زياده از آن عوض به او عنايت ننمايد ، و اگر عوض به او عنايت نكند ، نسبت به او ظلم روا داشته و اگر به قدر آن عنايت كند كار بيهودهاى است .
رواياتى كه در اين زمينه است در عوضهائى كه خداوند به مصيبترسيدگان عنايت مىكند بشرح زير است : پيغمبر اكرم ( صلّى اللَّه عليه و آله ) فرمود :
1 -
« انّ المؤمن لو يعلم ما اعدّ اللَّه له على البلاء لتمنّى انّه في دار الدّنيا قرض بالمقاريض » .
( اين روايت را سى نفر از صحابه نقل كردهاند ) . يعنى : اگر مؤمن مىدانست كه خداوند در مقابل بلا چه اجرى براى او آماده كرده است ، تمنى مىكرد كه در دنيا او را با مقراض ريز ريز