نماييد . پدر نمىپذيرد . اين نپذيرفتن نه بواسطه آنست كه اعتماد به وعدهء آن شخص ندارد ، و نه به قصد مخالفت ، بلكه جريان طبيعى و علاقهاى فطرى است . كه نمىتواند از او جدا شود . در صورتى كه خير او در جداشدنش بود . اين مطلب را بايد بدانيم كه آفات و دردها و مصيبتهاى دنيا قابل مقايسه با گرفتاريهاى آخرت نيست . مثلا توبيخى كه مدت هزار سال يا چند هزار سال باشد با گرفتاريهاى دنيا چگونه قابل مقايسه باشد ؟ 4 - توجه كند كسى كه راضى به قضاء خداى تعالى نباشد ، در مقام انتقاد از او است و خداوند مىفرمايد :
« من لم يرض بقضائى و لم يصبر على بلائى فليعبد ربّا سواى »
يعنى : كسى كه راضى به قضاى من و صابر بر بلاى من نيست ، بايد غير از من خدائى را پرستش كند .
و نيز در روايت حضرت موسى در مقام مناجات عرض مىكند : پروردگارا : مرا راهنمائى كن به عملى كه سبب رضاى تو است خطاب شد :
« انّ رضاى في رضاك بقضائى » .
يعنى : هر وقت راضى به قضاى من شدى از تو راضى هستم .
در قرآن كريم فرموده : «
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
» خدا از ايشان راضى و ايشان نيز از خدا راضى شدند . ( سوره مجادله آيه 22 ) .
و در روايت ديگر است :
« اوحى اللَّه تعالى الى داود يا داود تريد و اريد و انّما يكون ما اريد . . . » .
يعنى : خداى تعالى به داود پيغمبر وحى فرستاد اى داود : تو ارادهاى مىكنى و من ارادهاى . و صورت نمىپذيرد مگر ارادهء من . اگر در برابر ارادهء من تسليم شدى ارادهء من ترا كفايت مىكند و اگر در برابر ارادهء من تسليم نباشى در آنچه كه خودت اراده كردهاى به رنج و مشقت مىاندازم و آخر هم جز اراده و خواستهء من چيز ديگرى نخواهد شد .
5 - انسان با ايمان مصيبت رسيده ، اگر دقت و ملاحظه كند ، در اين جهان در مييابد كه طبيعت آن كدورت و سختى و مصيبت و بلا است ، و آنچه بر خلاف اين است خلاف عادت و طبيعت است . زيرا مىبينيم اولياء و دوستان خدا ، تحمل محنتها و سختيهائى را نمودهاند كه كوهها نتوانستهاند آنها را تحمل كنند . لذا پيغمبر اسلام فرمود :
« اشدّ الناس بلاء الأنبياء ثمّ الأولياء ثمّ الامثل فالامثل » .
يعنى : سختترين مردم از حيث بلاكشيدن سه دستهاند :