پنجم ژوئن از اوجان خارج شديم . از دور خرابههايى مشاهده شد كه بنا باظهار اهل محل بقاياى شهر بزرگيست كه در جنگهاى شاه عباس كبير به اين صورت در آمده . گويند اينشهر محل اقامت طايفهء طويل القامهاى بوده موسوم به كاوسى كه رستم معروفترين آنان بوده « 1 » و در اشعار و حكايات مشرقزمين در خصوص او رواياتيست .
اسم اين قوم طويل القامه مشتق از اسم كيكاوس پسر كيقباد بوده كه از پادشاهان سلسلهء دوم از سلاطين ايرانست و در كتاب مقدس نمرود ناميده شده كه دو عقاب بتختى بسته و به آسمان صعود كرده ، و بنا باخبار و روايات يكصد و سى سال سلطنت كرده است .
معبر ما تمام سنگلاخ و تپههاى متعدد آن را بريده بود ، در دست راست سنگهاى گرد بزرگى را ايرانيان نشان داده اظهار داشتند كه در جنگلهاى مدى پهلوانان قوم بر اين سنگها قرار گرفته مشاورهء جنگى ميكردهاند و تصميمات خود را اينجا اتخاذ مىنمودهاند ، و اين سنگها همان احجاريست كه آنان براى نشيمنگاه خود آوردهاند .
بفاصلهء كمى از اين مكان رودخانهء كوچكى است كه به حد افراط ماهى دارد .
بفاصلهء كمتر از نيمساعت بقدرى از آن ماهى صيد كرديم كه تمام اعضاى سفارت از آن سير شدند . عجب آنست كه ايرانيان بنا به اصول مذهبى ماهى نميخورند و حال آنكه قبلا ماهى جزء گوشتهاى دكان قصابى بوده ولى فعلا قدغن است .
در نزديكى قريهء تكمهداش اردو زديم . اين لغت به زبان محلى تودهء سنگ معنى ميدهد .
هامش
( 1 ) مبناى اين تحقيقات عميقه كه مولد رستم زابلى آذربايجان است بايد اظهارات سورچيان يا خدمهء جزء سفارت بوده باشد . م . ه .