تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
كه از سركوبى نزديكترين دشمنان يعنى اعراب كه بر سرحدّات ملكش دست‌اندازى كرده‌اند شروع باقدام نمايد زيرا خشمش نسبت به آنان همچنانكه رو بكمال ميرفت شديد ميشد و بغضش نسبت به آنان چون خون در عروقش جريان داشت پس مصمّم گرديد كه بشدّت بر آنان تاخته تا آخرين نفر به خاك هلاك درافكند . بدين‌نظر سربازان شجاع سلحشورى چون شيران ساكن بيشه از بين سپاهيان خود انتخاب كرده ادارهء امور كشور را در غياب خود به ديگرى واگذار و خود با عساكر خويش رو بدشمنى كه مصمّم بحملهء بر آنان بود كرد . شاپور بدوا بر قوم اياد كه بر سرحدّات سواد دست‌اندازى كرده بودند تاخته چنان قتل‌عامى از آنان كرد كه بنيستى آنان انجرار يافت و كسانى جان بسلامت بردند كه به خاك روم پناهنده شدند و كيفيّت حالشان براى اضمحلال ضرب المثل شد همچنانكه على بن ابيطالب رضى اللّه عنه وقتى فهميد كه معاويه بقوم بنى تميم نوشته است كه بر عليه او قيام كنند و بعضى از آنان پذيرفته‌اند بر منبر كوفه فرمود :
إنّ حيّا يرى الصّلاح فسادا * أو يرى الغىّ للشّقاء رشادا لقريب من الهلاك كما أه * لك سابور بالسّواد إيادا « 1 »
و آنگاه از دريا گذشته به خط آمد و اهالى بحرين را از دم تيغ گذرانيد و همه را بدون انديشهء خونبها يا بردن غنيمت قتل‌عام كرد گوئى كه قول امام ابو تمام را كار بسته كه گفته است :
إنّ الأسود الغاب همّتها * يوم الكريهة في المسلوب لا السّلب « 2 »
پس مسير خود را تعقيب كرده به هجر رسيد كه جمع كثيرى از اعراب تميم و بكر ابن وايل و عبد القيس در آنجا بودند و چنان قتل‌عامى از آنان كرد كه خون مانند سيل حاصل از باران جريان يافت .
هامش
( 1 ) كسى كه فساد را بر صلاح و ضلالت را بر دلالت ترجيح ميدهد به زودى پشيمان مىشود مانند قوم اياد كه در سواد بدست شاپور معدوم شدند . ( 2 ) اين پهلوانان مانند شيران بيشه چون قصد خونريزى كنند فقط در فكر طعمهء خويشند نه فكر غنيمت .