تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
بيمارى روزبروز شدت يافت . در اين اثنا شاهزاده الافرنك قيام كرد ، و مىخواست سررشتهء كار سلطنت را به دست گيرد ، ولى عزم راسخ و وفادارى سعد الدين وزير موجب دستگيرى سريع اين شاهزاده گرديد « 1 » . همدستان او را كشتند ، اما خود او به خاطر جوانى و نسبش جان سالم به در برد « 2 » . غازان بشكرانهء اين پيروزى و نيز تولد شاهزاده‌اى مجلس بزمى ترتيب داد ، اما درگذشت يكى از همسرانش خاطر او را مكدر ساخت . پس از اين جشن بيمارى آن‌چنان بر غازان غلبه كرد ، كه وى اميران را نزد خود خواند ، و برادرش خربنده را به جانشينى تعيين كرد . او همچنين درخواست نمود ، كه فرمانهاى قانونى او را محترم شمرند . تغيير هوا و سفر به ساوه و رى نيز نتوانست بيمارى غازان را درمان بخشد . ايلخان در 11 شوال 703 در 30 سالگى در رى درگذشت « 3 » . در دوران سلطنت اين فرمانروا حكومت مغولان به اوج ترقى خود ، چه از نظر سياست داخلى و چه از نظر سياست خارجى ، رسيد ، و با مرگ وى ستارهء اقبال ايلخانان افول كرد . گذشته از حملهء بىاهميتى به الرحبه در سال 1312 م . ديگر كوششى براى به دست آوردن متصرفاتى در سوريه انجام نگرفت ، و بدين‌گونه سياست خارجى ايلخانان راكد ماند . از يك‌سو شاهان محلى ترك در آسياى صغير پيوسته مىكوشيدند تا شانه از زير بار نظارت مغولان خالى كنند ، و از سوى ديگر گرجستان و نواحى جنوبى ايران ، يعنى فارس و كرمان ، نيز رفته‌رفته استقلال مىيافتند . تنها در مناطق ديگر ايران بود ، كه سلطنت مغولان چندين سال ديگر دوام يافت .
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 275 چ . ( 2 ) - رشيد الدين / وين 274 ر تا 275 چ ؛ خواندمير ج 3 : 53 ص ب . ( 3 ) - مفضل ج 3 : 93 ص ب ؛ رشيد الدين / وين 276 ر و چ ؛ كاشانى 11 ر ؛ وصاف / بمبئى 459 - 456 : مستوفى ج 1 594 ؛ ابو الفدا ج 5 : 190 ؛Pachymeres II 456؛ ميرخواند ج 5 : 126 . - تاريخ 13 شوال مذكور در مقريزى / كاترمر ج 2 ، 2 ، 233 و و مفضل ج 3 : 93 غلط است . ؛ خواندمير ج 3 : 54 ( 15 شوال ) .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 110 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب