مىكنيد كه در جوامع حديث آمده و علما به آن عمل نمودهاند و مع ذلك مخالف ظواهر قرآنى هم نيست و گرنه 95 % اخبار معمول بها ، يا با عام قرآنى مخالف است يا با مطلق قرآنى مخالف است . و خلاصه بر خلاف ظواهر قرآنى است . حتى اخبار و رواياتى از قبيل عمومات « حل » و « طهارة » كه اينها نيز با ظواهر قرآنى مخالف است .
چون قرآن گفته : أحلّ لكم . . . ما فى الأرض جميعا ولى اين اخبار مىگويد « كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام » كه با علم به حرمت ، حلال نيست . سپس تقييد مىكند آيه را ، و بلكه باز هم بالاتر ، مسألهء تقديم خبر واحد خاص بر آيهء قرآنيهء عام ، از مسائلى است كه علماى شيعه در آن اجماع دارند و كسى در آن اختلافنظر ندارد . اينجاست كه اين سؤال مطرح مىشود كه دليل مطلب و فلسفهء آن چيست ؟ چگونه است كه قرآن ، قطعى و خبر ، ظنى است و مع ذلك سيرهء علما با اجماع علما بر تقديم خبر ظنى بر قرآن قطعى است ؟
مىفرمايد : دليل مطلب اين است كه از طرفى درست است كه قرآن قطعى الصدور است و كلام خداست لكن خود قرآن تصريح نموده به اينكه آيات قرآنيه دو دستهاند :
1 . محكمات ، 2 . متشابهات .
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
. « 1 »
باز ، محكمات قرآنى دو دستهاند :
بعضى نصاند كه احتمال خلاف در آن داده نمىشود ؛
و برخى ظاهرند كه احتمال خلاف در آن داده مىشود ؛
و باز ، ظواهر قرآن هم اقسامى دارد كه دستهاى از آنها عمومات است و دستهاى مطلقات . و از طرفى ديگر ، وقتى به روايات معصومين عليهم السّلام مراجعه مىكنيم ، ملاحظه مىكنيم كه بسيارى از عمومات قرآنيه و مطلقات قرآن ، توسط خصوصات روايات تخصيص و تقييد خورده است و روايات زيادى هستند كه قرينهاند بر حمل ظواهر
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 7 .