قالبى توبت است ، آلودگان الواث ذنوب را جز ذنوب « 6 » مطهّر او پاك نگرداند و منغمسان بحر معاصى را جز سفينه او به ساحل نجات نرساند . امير المؤمنين على عليه السلام گفته است :
« العجب ممّن يقنط و معه النجاة » « 7 » ، پرسيدند كه « و ما النجاة ؟ » گفت : « التوبة و الاستغفار » . و چون سبب خلاص نفس از مهالك ذنوب توبت است ، تقصير و تسويف در آن ظلم بود بر نفس خود و
« مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » .
« 8 »
دكتر زكى الدين مبارك دانشمند معاصر در التصوف الاسلامى فى الادب و الاخلاق درباره توبه از قوت القلوب ابو طالب مكى چنين آورده است :
« مقام اول مقام توبه نصوح است كه عبارت است از پشيمانى به دل و آمرزشخواهى به زبان و ترك گناه با اعضاء و تصميم آنكه هرگز به سوى گناه برنگردد » . « 9 »
با توجه به فساد حكومتهاى اموى و مروانى و بنى عباس و سرايت اين تباهى به مردم كه « الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم » ، « مردم به اميران خود شبيهترند تا پدرانشان » « 10 » ، برخى از عالمان دلسوخته كتابهاى مستقلى درباره توبه و اهميت آن تأليف كردهاند و به شرح لوازم توبه پرداختهاند به اميد آنكه سودبخش افتد .
ابن نديم در الفهرست سه كتاب را ذكر كرده است :
كتاب التوبه تأليف و اصل بن عطاء و كتاب التوبه عيسى بن صبيح مردار كه هردو از بزرگان معتزلهاند و كتاب التوبه على بن محمد مصرى درگذشته به سال 338 هجرى . « 11 »
حاجى خليفه هم در كشف الظنون از كتاب التوبه احمد بن اسحاق و اسماعيل متكلم و ابو عبد اللّه واعظ جوهرى نام برده است . « 12 »
با نگاهى به كتابهاى حلية الاولياء حافظ ابو نعيم و صفة الصفوة ابن جوزى كه حدود
هامش
( 6 ) . ذنوب به ضم اول جمع ذنب به معنى گناه است و ذنوب به فتح اول به معنى دلو پرآب است .
( 7 ) . شگفتا از كسى كه با آنكه رستگارى با اوست نوميد مىشود .
( 8 ) . بخشى از آيه 11 سوره حجرات ، و به ص 366 ، چاپ استاد فقيد جلال الدين همايى ، انتشارات كتابخانه سنايى تهران مراجعه فرماييد .
( 9 ) . التصوف الاسلامى ، ج 2 ، ص 119 ، چاپ بيروت ، بدون تاريخ .
( 10 ) . از كلمات قصار امير المؤمنين على عليه السلام ، تحف العقول ابن شعبه حرانى ، ص 144 ، چاپ نجف ، و بحار الانوار ، ص 47 ، ج 78 ، چاپ جديد .
( 11 ) . الفهرست ، صفحات 237 / 207 / 203 ، چاپ مرحوم رضا تجدد ، تهران .
( 12 ) . كشف الظنون ، ص 1406 .