كشيد ، پارههاى مغز على عليه السّلام همراه آن رگ بيرون آمد ، ابن اثير كندى گفت : اى امير مؤمنان وصيت خود و فرمانهاى خويش را بيان كن و بفرماى كه خواهى مرد . « 1 »
( 1 ) 29 - حسين از عبد اللّه ، از سعيد بن يحيى قرشى ، از عبد اللّه بن سعيد ، از زياد بن عبد اللّه ما را خبر داد كه از گفتهء مجالد چنين مىگفته است :
كندى را كه پزشك بود بر بالين على عليه السّلام فرا خواندند ، او جگر سپيد - بزغالهيى را خواست و برش باريك و بلندى از آن را كه همراه با رگ بود جدا كرد و اندكى در آن دميد و برجاى زخم نهاد و آهسته بر آن كشيد و بيرون آورد ، پارههاى مغز سر على عليه السّلام بر آن چسبيده بود ، كندى گفت اى امير مؤمنان وصيت فرماى كه زخمى همانند زخم تو علاجناپذير است .
در اين هنگام على عليه السّلام فرمود اگر من بر اثر اين ضربت او در گذشتم او را بكشيد كه جان در برابر جان است ، و اگر زنده ماندم به زودى درباره او خواهم انديشيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين موضوع را ابو الفرج اصفهانى به تفصيل بيشترى در ص 23 مقاتل الطالبين چاپ 1385 ق نجف آورده است و تفاوتهايى دارد از جمله آنكه نام پزشك را اثير بن عمرو بن هانى سكونى نوشته است و او را از استادان صاحب كرسى و معالجهكننده زخمها دانسته است ، روايت بعدى ابن ابى الدنيا به روايت ابو الفرج نزديك تر است ، مرحوم محدث قمى هم در ص 129 ج 1 منتهى الامال چاپ گراورى به خط مرحوم طاهر خوشنويس از ابو الفرج نقل كرده است - م .
( 2 ) . ابو عمر بن عبد البر در اواسط شرح حال على عليه السّلام در كتاب الاستيعاب در حاشيه ص 62 ج 3 الاصابة ابن حجر روايتى نزديك به اين روايت آورده كه چنين است : احمد بن عمر از گفته على بن عمر از احمد بن محمد بن سعيد ، از حسن بن همدان بن ثابت ، از على بن ابراهيم بن