( 1 ) 27 - حسين از عبد اللّه ، از خلف بن سالم ، از عبد الرزاق ، از معمر ، از ايوب ما را حديث كرد كه مىگفته است ، ابن سيرين مىگفت هرگاه على عليه السّلام ابن ملجم را مىديد اين بيت را مىخواند :
اريد حباءه و يريد قتلى * عذيرك من خليلك من مرا « 1 »
« من پاداش دادن او را مىخواهم و او آهنگ كشتن مرا دارد پوزش خواه از سوى اين دوست مرادى تو كجاست » « 2 »
( 2 ) 28 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است ، پدرم كه خدايش رحمت كناد از هشام بن محمد از پدرش براى من نقل كرد كه مىگفته است :
چون ابن ملجم على عليه السّلام را ضربت زد ابن اثير كندى را كه پزشك بود بر بالين على فرا خواندند ، او رگى را گرفت و به درون زخم سر على عليه السّلام
هامش
دستور داد مقررى او را بپردازند و سپس فرمود چه چيزى بدبختترين اين امت را از اينكه ريش مرا به خون سرم خضاب بندد بازداشته است و سپس همان دو بيت را خواند .
محقق محترم موارد ديگرى هم از طبقات و انساب الاشراف و تاريخ دمشق و اغانى آوردهاند كه چون مكرر است از ترجمه آن خوددارى شد و براى آگهى از آن مىتوانيد به متن عربى مراجعه فرماييد .
( 1 ) . سراينده اين بيت عمرو بن معدى كرب است كه دليرى و شكيبايى خود را ستوده است يازده بيت از قصيدهيى كه اين بيت در آن است در صص 121 / 120 ج 1 عقد الفريد چاپ احمد امين و ديگران مصر 1948 آمده است - م .
( 2 ) . ابن سعد هم در شرح حال على عليه السّلام ص 34 ج 3 طبقات با اسناد خود به نقل از محمد بن سيرين و بلاذرى هم به شماره 155 بخش شرح حال على عليه السّلام در ص 502 ج 2 انساب الاشراف نقل كردهاند .
لطفا به پابرگ 1 ص 12 ارشاد شيخ مفيد چاپ قم 1413 هم مراجعه فرماييد - م .