تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
( 1 )

مادر بزرگ صالح بن حيان

او از صفيه دختر حيى روايت مىكند . يعلى بن عبيد از صالح بن حيان از گفتهء مادر بزرگش ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ روزى بر من دشوارتر از آن روز نبود كه ملخ به شهر مدينه هجوم آورد و صفيه دختر حيىّ مرا دستور داد كه آنها را در روغن سرخ كنم تا بخورد . « 1 »

رباب

او مادر بزرگ عثمان بن حكيم بن عباد بن حنيف است . يعلى بن عبيد طنافسى ، از عثمان بن حكيم از مادر بزرگش رباب ما را خبر داد كه مىگفته است * عثمان بن حنيف به يكى از كنيزكان گفت آن ملافه را به من بده ، گفت من نماز نمىخوانم - كنايه از آنكه در حال حيض هستم ، عثمان بن حنيف گفت حيض تو در دست تو نيست ، كنيزك ملافه را به او داد ، عثمان برخاست و در حالى كه آن ملافه را بر كمر بست در همان يك جامه نماز گزارد و رداى او بر رخت آويز كنار مسجد بود و آن را بر نداشت و نپوشيد .

سلمى دختر كعب اسدى

او به نقل عبيد اللّه بن موسى بن اسرائيل حديثى از ام المؤمنين عايشه دربارهء اشياء گم شده روايت كرده است .
هامش
( 1 ) . شايد در نظر برخى از خوانندگان گرامى آوردن اين گونه روايات بىمعنى باشد ، بايد توجه داشت كه همين مطالب از نظر فقها زير بناى احكام است كه به عنوان مثال با توجه به عمل صفيه همسر رسول خدا ( ص ) خوردن ملخ جايز است .