( 1 ) پيمانهيى داده و گفته است به قول برادرزاده صفيه ، صفيه مىگفته است پيمانه رسول خدا ( ص ) بوده است . انس مىگويد من گنجايش آن پيمانه را سنجيدم كه معادل يك و نيم مد از مدهاى هشام بود .
طفيلة
كنيز آزاد كرده و وابستهء وليد بن عبد اللّه بن جميع است و از عايشه روايت كرده است و وليد بن عبد اللّه از او روايت مىكند .
ام عيسى
او مادر عيسى بن عبد الرحمان سلمى است و از عايشه روايت كرده است و پسرش عيسى از او روايت مىكند .
دختر رقيقة
او مادر عبد ربة بن حكم است ، و از گفتهء مادرش روايتى از رسول خدا ( ص ) نقل مىكند .
ضحاك بن مخلّد ، از عبد اللّه بن عبد الرحمان بن يعلى بن كعب ثقفى از گفتهء عبد ربة بن حكم ما را خبر داد كه مىگفته است مادرم دختر رقيقه از قول مادرش مرا خبر داد كه مىگفته است * حضرت ختمى مرتبت هنگامى كه براى يارى جستن به طائف رفتهاند به خانهء او وارد شدهاند و او شربتى آميخته با آرد تف داده به آن حضرت آشامانده است . گويد رسول خدا به من فرمودند بت اين گروه را پرستش مكن و براى او نماز مگزار . او به پيامبر گفته است در اين صورت مرا خواهند كشت . پيامبر فرمودهاند هنگامى كه از تو مىپرسند در پاسخ بگو پروردگار من پروردگار اين بت است و چون نماز مىگزارى پشت به آن نماز بگزار . پيامبر از طائف برگشتهاند . گويد دو برادرم سفيان و وهب پسران قيس بن ابان برايم نقل كردند كه چون ثقيف - مردم طائف - مسلمان شدند به حضور پيامبر رفتند از آن دو پرسيدهاند كه مادرتان چگونه است ؟ آن دو گفتهاند بر همان حال كه او را رها فرمودى