( 1 )
ام محبّة
او از ابن عباس مسئله پرسيده و پاسخ شنيده است و ابو اسحاق سبيعى از او روايت كرده است .
عائذة
او بانويى از بنى اسد است . حديثى از عبد اللّه بن مسعود شنيده و روايت كرده است . حديث او را ابو اسامة از سفيان ثورى نقل كرده و گفته است . و اصل ضمن ستايش از عائذه كه زنى از بنى اسد است مىگفت كه او گفته است از عبد اللّه بن مسعود در حالى كه از ميان مردان و زنان مىگذشته شنيده است كه مىگفته است * اى مردم هر كس از شما چه مرد و چه زن چون به بلوغ رسد هر آينه به فطرت نخست الهى توجه كند و امروز ما بر آن فطرت هستيم .
عمرة دختر طبيخ
از على كه خدايش از او خشنود باد روايت كرده است .
يعلى و محمد پسران عبيد از عمرو بن شوذب از عمرة دختر طبيخ ما را خبر دادند كه مىگفته است * همراه كنيزكى كه از ما بود به بازار رفتيم و مارماهى بزرگى خريديم و چنان بزرگ بود كه سر و دمش بيرون از زنبيل قرار داشت . در اين حال على ( ع ) از كنار ما گذشت و پرسيد اين را به چند درم خريدهايد ؟ اين مارماهى بزرگ و خوب است و همه اهل خانواده را سير مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابن اثير در نهايه ذيل واژه « جرث » مىگويد گفتهاند على عليه السلام خوردن مارماهى را حلال مىدانسته و هم گفتهاند كه از خوردن آن نهى فرموده است .