( 1 )
امّ ذرة
ابو معاويه از هشام بن عروة از محمد بن منكدر از ام ذره ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد اللّه بن زبير براى عايشه مالى فرستاد و او آن را بخش كرد .
عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از زيد بن اسلم ما را خبر داد كه مىگفته است * ام ذره براى من نقل كرد كه در حالى كه عايشه محرم بوده است بر سر او مشگ و عنبر مىماليده است .
ام بكرة اسلمى
عبد اللّه بن نمير ، از هشام بن عروة از پدرش از جهمان آزاد كرده و وابستهء خاندان اسلم از گفتهء ام بكرة اسلميه كه همسر عبد اللّه بن اسيد بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * از شوهرش طلاق خلع گرفته است سپس هر دو پشيمان شدهاند ، عبد اللّه بن اسيد پيش عثمان رفته و از او پرسيده است ، عثمان گفته است اين طلاق است ولى چون بايد از رجوع نكردن تو نام مىبرد و نام نبرده است به او رجوع كن . « 1 »
ام طلق
ابو امامة از على بن مسعده از ابن الرومى « 2 » ما را خبر داد كه مىگفته است * به خانهء ام طلق رفتم سقف خانهاش بسيار كوتاه بود ، گفتم اى ام طلق سقف خانهات چه كوتاه است ، گفت عمر بن خطاب به كارگزاران خود نوشت ساختمانهاى خود را بلند مسازيد كه بدترين روزگار شما روزگارى است كه ساختمانهاى خود را بلند سازيد .
هامش
( 1 ) . توجه داريد كه دربارهء اين روايت و روايت پيشين و مانند اينها نمىتوان تنها به همين سند بسنده كرد كه بايد اهل نظر در اين باره بررسى كنند .
( 2 ) . بديهى است اين شخص ابن رومى شاعر نامدار سدهء سوم هجرى نيست .