تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
( 1 )

زينب دختر كعب

بن عجرة است . او از فريعه دختر مالك بن سنان كه خواهر ابو سعيد خدرى است روايت كرده است و فريعه از حضرت ختمى مرتبت حديث شنيده است .

ام عمرو

دختر خوّات بن جبير بن نعمان بن امية بن امرؤ القيس بن ثعلبة بن عمرو بن عوف بن مالك از قبيله اوس است ، ام عمرو از عايشه روايت كرده است . يحيى بن عباد ، از فليح ، از خوات بن صالح از عمه‌اش ام عمرو دختر خوات بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * در حالى كه او پيش عايشه همسر رسول خدا بوده است بانويى از انصار آمده و به عايشه گفته است دخترم گرفتار بيمارى سختى شده كه موهايش ريخته است و او عروس شده و هم اينك مىخواهند او را به خانهء شوهر ببرند و من نمىتوانم اندك موى او را شانه بزنم آيا مىتوانم مقدارى موى عاريه بر موهايش بيفزايم تا امكان شانه زدن و آراستن آن فراهم شود ؟ عايشه گفت نه كه رسول خدا ( ص ) كسى را كه چنين كند و كسى را كه به اين كار فرمان دهد لعنت فرموده است . « 1 »

ام حفص

دختر عبيد بن عازب بن حارث بن عدى بن جشم بن مجدعة بن حارثة بن حارث بن اوس است ، او از عمويش براء بن عازب روايت كرده است . بكر بن عبد الرحمان از عيسى بن مختار از محمد يعنى ابن ابى ليلى ، از ام حفص دختر عبد از عمويش براء بن عازب از رسول خدا ( ص ) ما را خبر داد كه مىفرموده است « هر كس
هامش
( 1 ) . در النهاية ابن اثير ج 5 ، ص 192 و معانى الاخبار صدوق ، ص 250 آمده است و شيخ صدوق ( ره ) معناى ديگرى از قول حضرت صادق نقل كرده كه صحيح‌تر است و براى آگهى بيشتر به آنجا مراجعه فرماييد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 477 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد