( 1 ) كه عمرى دراز يافته است گاهى مردم روايت كردهاند .
عارم بن فضل از حماد بن زيد از ايوب از گفتهء خود عايشه دختر سعد ما را خبر داد كه مىگفته است * من محضر شش تن از همسران رسول خدا را درك كردهام و بسيار با آنها بودهام بر تن هيچ يك از ايشان جامه سپيد نديدهام ، من در حالى كه زيورهايى بر تن داشتم پيش آنان مىرفتم و اين كار را بر من عيب نمىگرفتند از او پرسيده شود زيورهاى تو چه چيزى بود ؟ گفت گردنبند و زيورهاى كم ارزشتر زرينه ، و ايشان بر من عيب نمىگرفتند .
عفان بن مسلم ، از وهيب ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عايشه دختر سعد رفتم ، گفت شش تن از همسران پيامبر را ديدهام كه جامههاى رنگ شده زرد بر تن داشتند و هرگز بر تن آنان جامه سپيد نديدم ، من پيش آنان مىرفتم و گاه يكى از ايشان مرا بر دامن خود مىنشاند و براى فرخندگى من دعا مىكرد و بر من زيورهاى زرين بود ، ايوب مىگويد از او پرسيدم چو زيورى داشتى ؟ گفت گردن بند و خرده ريزهاى زرين .
معن بن عيسى از گفتهء عبيدة دختر نابل ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه دختر سعد بن ابى وقاص دو انگشترى سيمين داشت كه بر دو انگشت كنار انگشت كوچك دستش قرار داشت و هر گاه وضو مىگرفت آن دو را مىگرداند .
عبد العزيز بن عبد اللّه اويسى از گفتهء ابراهيم بن سعد ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه دختر سعد را چند بار ديده است كه در جامههاى رنگ شده با رنگ زرد نماز عشا گزارده است .
كثير بن هشام از جعفر بن برقان ما را خبر داد كه مىگفته است * از حبيب بن مرزوق شنيدم مىگفت در مدينه بانويى را ديدم كه همراه چند تن از بانوان در حالى كه شمع همراه داشتند بيرون مسجد حركت مىكرد پرسيدم اين كيست . گفتند دختر سعد بن ابى وقاص است .
عائشة
دختر قدامة بن مظعون بن حبيب بن وهب بن حذافة بن جمح ، مادرش فاطمه دختر سفيان بن حارث بن امية بن فضل بن منقف بن عفيف بن كليب بن حبشية بن سلول از قبيله خزاعه است .