تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
( 1 ) عبد الرحمان بن بجيد از گفتهء ام بجيد ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) در محلهء عمرو بن عوف به ديدار ما مىآمد من در كاسه‌يى شربت آميخته با آرد تف داده فراهم مىآوردم و چون مىآمد به آن حضرت مىدادم ، ام بجيد مىگويد به پيامبر گفتم اى رسول خدا ! گاهى فقيرى پيش من مىآيد و من چيزى را در خور او نمىبينم . فرمود هر چند پاچه سوخته‌يى باشد در دست او بگذار . « 1 »

ام هانى انصارى

حسن بن موسى از ابن لهيعه ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو اسود محمد بن عبد الرحمان بن نوفل مىگفته است از ذره دختر معاذ شنيده است كه از ام هانى روايت مىكرده كه او از حضرت ختمى مرتبت پرسيده است كه آيا پس از مرگ به ديدار يك دگر مىرويم و برخى از ما برخى ديگر را مىبينيم ؟ پيامبر فرموده است « ارواح همچون پرندگانى بر شاخه‌هاى درخت خواهند بود و چون روز رستخيز فرا رسد هر جانى به پيكر خويش باز مىگردد » .

حواء

او مادربزرگ عمرو بن معاذ انصارى است . سعيد بن منصور از حفص بن ميسرة از زيد بن اسلم از عمرو بن معاذ انصارى از گفتهء مادر بزرگش حواء ما را خبر داد كه مىگفته است * از رسول خدا ( ص ) شنيدم مىفرمود « هر چند با پاچه سوخته‌يى فقير را بهره‌مند سازيد » .
هامش
( 1 ) . بديهى است كه منظور از اين روايات تشويق به نوميد نكردن فقير است . ظلف كه در متن عربى است به معناى سم چارپايان است كه به قرينه مجاورت و با تسامح به پاچه ترجمه شد .