( 1 ) مىگفته است * به خانهء ربيع دختر معوذ بن عفراء رفتيم . او براى ما گفت روز عروسى من رسول خدا ( ص ) به خانهء من آمد و همين جا نشست ، دو كنيز اين جا بودند كه دايره مىزدند و فضايل پدرم و ديگر افراد خانوادهام را كه در جنگ بدر كشته شده بودند بيان مىكردند و ضمن آن گفتند ميان ما پيامبر بزرگوارى است كه مىداند فردا چه اتفاق خواهد افتاد ، حضرت ختمى مرتبت فرمودند اين سخن را مگوييد .
خالد بن مخلد ، از اسحاق بن حازم از عبد الله بن محمد بن عقيل از گفتهء خود ربيّع دختر معوذ بن عفراء انصارى ما را خبر داد كه مىگفته است * به شوهرم گفتم در قبال دريافت همهء اموال من مرا طلاق خلع بده ، پذيرفت . من همهء اموال خود غير از چادرم را به او دادم ، با اين حال شوهرم از من به عثمان شكايت كرد . عثمان گفت بايد آنچه را شرط شده است به او پرداخت و من چادرم را نيز به او دادم . « 1 »
يحيى بن عباد از فليح بن سليمان از عبد الله بن محمد بن عقيل از گفتهء خود ربيع دختر معوذ بن عفراء ما را خبر داد كه مىگفته است * ميان من و پسر عمويم كه شوهرم بود بگو و مگويى صورت گرفت ، من به او گفتم هر چه دارم از تو باشد و مرا طلاق خلع بده . گفت پذيرفتم ، ربيع مىگفته است به خدا سوگند همه چيز من حتى تشك زيراندازم را گرفت و من پيش عثمان كه محاصره بود رفتم و موضوع را به او گفتم . او گفت شرط ، شرط است و به پسر عمويم گفت هر چه از آن اوست بگير حتى رشتهيى را كه موهاى خود را با آن مىبندد اگر مىخواهى مىتوانى بگيرى .
عميرة
دختر معوذ ، خواهر پدر و مادرى ربيّع است ، ابو حسن بن عبد عمرو كه از خاندان مازن بن نجار بود او را به همسرى گرفت كه براى او سه پسر به نامهاى عماره ، عمرو ، و سريه آورد ، عميره مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد .
هامش
( 1 ) . خوانندگان گرامى توجه داشته باشند كه خداوند در قرآن ضمن آيهء 237 سورهء دوم كه در همين موارد است مىفرمايد « و لا تنسوا الفضل بينكم » فضيلت را ميان خود به فراموشى مسپريد .