( 1 ) يزيد بن هارون ، از عبد العزيز بن عبد الله بن ابى سلمة از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * سهله دختر سهيل بن عمرو كه همسر ابو حذيفه بود از رسول خدا مسئله پرسيد و گفت اى رسول خدا ! ما سالم را پسر خود مىشمريم و او در حالى كه من جامه خانه و كار بر تن دارم پيش من مىآيد و مو و چهرهام را مىبيند رسول خدا فرمود « او را پنج بار شير بده و پيش تو بيايد » « 1 » زهرى مىگفته است عايشه به همين فتوى استناد مىكرده و فتوى مىداده است ، و سالم مرا خبر داد كه پيش ام كلثوم دختر ابو بكر مىرفته است تا پنج بار او را شير دهد كه خواهرزادهء رضاعى عايشه و به او محرم شود و بتواند براى شنيدن حديث به حضور عايشه برود ، ام كلثوم دو يا سه بار او را شير داد و سپس بيمار شد و سالم پيش او نرفت ! محمد بن عمر واقدى از معمر و محمد بن عبد الله از زهرى از ابو عبيدة از عبد الله بن زمعه از گفتهء مادرش از ام سلمه همسر رسول خدا ما را خبر داد كه مىگفته است * همسران رسول خدا ( ص ) از پذيرش اين حديث و كار بستن آن خوددارى مىكرده و مىگفتهاند بر فرض صحت فقط اجازه و رخصت مخصوصى از رسول خدا براى سهله دختر سهيل بوده است .
خالد بن مخلد ، از سليمان بن بلال ، از يحيى بن سعيد ، از گفتهء عمره دختر عبد الرحمان ما را خبر داد كه مىگفته است * همسر ابو حذيفة بن عتبه موضوع سالم بردهء آزاد كرده و وابستهء ابو حذيفه و آمد و شد او را پيش خود به عرض پيامبر رساند و آن حضرت او را دستور داد كه به سالم كه مردى بزرگ بود و شركت در جنگ بدر را پشت سر گذاشته بود شير بدهد ! و سهله چنان كرد .
محمد بن عمر ، از محمد بن عبد الله برادرزادهء زهرى از پدرش براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در شيردوش يا ظرف ديگرى شير سهله به اندازهء يك بار شير دادن دوشيده مىشد و اين كار پنج روز پياپى صورت گرفت ، و پس از آن در حالى كه سهله سر برهنه بود سالم پيش او مىرفت و اين رخصتى ويژه از رسول خدا ( ص ) براى سهله دختر سهيل بن عمرو بود .
هامش
( 1 ) اين موضوع به جهات مختلف پذيرفته نيست و در روايت بعد قضاوت ديگر همسران حضرت ختمى مرتبت را مىبينيد ، و نبايد بدين گونه روايات سست استناد كرد .