( 1 )
ابو قلابة جرمى
نامش عبد اللّه و نام پدرش زيد و محدثى مورد اعتماد و پرحديث و ديوان او « 1 » در شام بوده است .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو قلابه پرسيدند ، چه كسى از همه توانگرتر است ؟ گفت : آن كس كه به هر چه داده مىشود خشنود باشد . پرسيدند چه كسى از همگان داناتر است ؟ گفت : آن كس كه از دانش مردم بر دانش خود مىافزايد .
گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است خودم از ايوب شنيدم كه سخن از ابو قلابه به ميان آورد و گفت * به خدا سوگند كه ابو قلابه از فقيهان خردمند بود .
گويد عفان بن مسلم و سليمان بن حرب و عارم بن فضل همگى از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر دادند كه مىگفته است مسلم بن يسار مىگفت * اگر ابو قلابه از ايرانيان و ميان ايشان مىبود موبد موبدان « 2 » يعنى قاضى القضاة بود .
گويد عارم بن فضل ، از ثابت بن يزيد ، از عاصم ما را خبر داد كه * ابو قلابه مىگفته است اگر مردم نسبت به كسى داناتر از خودش به خودش باشند آن شخص سزاوار نابودى است و اگر او به خويشتن از مردم داناتر باشد سزاوار رستگارى است .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * داناترين مردم را به احكام قضاوت از همه ايشان گريزانتر از قضاوت ديدم و از همگان از آن كار بيشتر كراهت داشت و من در بصره كسى را كه قاضىتر از ابو قلابه باشد نديدهام .
نمىدانم شايد محمد هم همانگونه مىبود . يعنى محمد بن سيرين كه از محدثان بزرگ و معاصر ابو قلابه بوده است .
گويد عفان بن مسلم ، از حاتم بن وردان ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * به
هامش
( 1 ) ظاهرا چون ابو قلابه مدتى را در شام سپرى كرده است نام او در دفتر شام ثبت بوده و مقررى خود را از ديوان محاسبات شام دريافت مىداشته است .
( 2 ) اين كلمه در متن همينگونه است .