( 1 )
عبد الحميد بن عبد الرحمان حمّانى
كنيهاش ابو يحيى و محدثى ضعيف بوده است .
عبيد الله بن موسى بن مختار عبسى
كنيه ابو محمد داشته است . او حضور عيسى بن عمر و على بن صالح بن حى قراآت را خوانده و فرا گرفته است و خود در مسجد خويش قرآن مىخوانده و تعليم مىداده است . او از اعمش و هشام بن عروة و اسماعيل بن ابى خالد و زكرياء بن ابى زائده و عثمان بن اسود و محمد بن عبد الرحمان بن ابى ليلى و جز ايشان روايت كرده است و يكى از كسانى است كه از اسرائيل بن يونس بن ابى اسحاق فراوان حديث آورده است . او در پايان ماه شوال سال دويست و سيزده در خلافت مأمون درگذشته است . او ان شاء الله محدثى مورد اعتماد و بسيار راستگو و پر حديث و زيبا و برازنده و شيعه بوده و حديثهاى ناشناختهيى در باره تشيع روايت كرده است و بدين سبب در نظر بسيارى از مردم ضعيف شمرده شده است . او صاحب قرائت بوده است .
ابو نعيم فضل بن دكين بن حماد بن زهير
آزاد كرده و وابستهء خاندان طلحة بن عبيد الله تيمى بوده است . او از اعمش و زكرياء بن ابى زائده و مسعر بن كدام و جعفر بن برقان و جز ايشان روايت كرده و شب سه شنبه آخر ماه شعبان سال دويست و نوزده در كوفه درگذشته است و روز سه شنبه به خاك سپرده شده است .
عبدوس بن كامل ما را خبر داد و گفت * يكى از روزهاى ماه ربيع الاول سال دويست و هفده در كوفه در خانهء ابو نعيم فضل بن دكين بوديم ، پسر محاضر بن مورّع پيش او آمد . ابو نعيم او را گفت : ديشب به خواب چنان ديدم كه پدرت دو درم و نيم به من عطا كرد شما اين خواب را چگونه تعبير مىكنيد ؟ ما گفتيم : خير است و چه نيكو ديدهاى . گفت :