تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
( 1 ) مىگسترد و مادرش بر آن به نماز مىايستاد . مسعر خود به بخش جلو مسجد مىرفت و نمازش را مىگزارد و سپس مىنشست و هر كه مىخواست پيش او مىرفت و او برايش حديث مىكرد و آن گاه پيش مادر برمىگشت . نمد او را بر مىداشت و همراه مادر بر مىگشت . او را جايگاهى جز مسجد و خانه‌اش نبود . مسعر پير و مرجئه بود و چون درگذشت سفيان ثورى و حسن بن صباح بن حى در تشييع پيكرش شركت نكردند .

مالك بن مغول

ابن عاصم بن مالك بن غزية بن حارثه بن خديج بن جابر بن عوذ بن حارث بن صهيبة بن انمار و انمار همان بجيله است . كنيهء مالك ، ابو عبد الله بوده و در پايان ذى حجه سال يكصد و پنجاه و هشت در كوفه و در همان ماهى كه منصور در آن ديده از جهان فرو بست درگذشته است . همه اين كارها را نوهء مالك يعنى صقر پسر عبد الرحمان پسر مالك بن مغول به من خبر داد . مالك بن مغول محدثى مورد اعتماد و امين و فاضل و پسنديده و پر حديث بوده است .

ابو شهاب اكبر

نامش موسى و پسر نافع است و وابستهء به بنى اسد است . او از سعيد بن جبير و عطاء و مجاهد روايت كرده است . ثورى و شريك و حفص و وكيع و ابن نمير از او روايت كرده‌اند . محدثى مورد اعتماد و كم‌حديث بوده است .

ابو عميس

نامش عتبه و پسر عبد الله بن عتبة بن عبد الله بن مسعود هذلى و همپيمان بنى زهره است . ابو عميس محدثى مورد اعتماد بوده است .