تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
( 1 )

ليث بن ابى سليم

كنيه‌اش ابو بكر و آزاد كرده و وابستهء عنبسه پسر ابو سفيان بن حرب بن اميه بوده است . گويد عبد الرزاق از گفتهء معمر نقل مىكرد كه مىگفته است خودم شنيدم كه ايوب به ليث مىگفت * توجه كن و به آنچه از اين دو مرد يعنى طاوس و مجاهد شنيده‌اى استناد كن و هر دو دست خود را بر آن استوار ساز . گفته‌اند ليث در آغاز خلافت ابو جعفر منصور درگذشته است و منزل او كنار گورستان عرزم - كه از گورستانهاى كوفه است - بوده است . پدرش ابو سليم از پارسايان و عابدان كوشا در مسجد بزرگ كوفه بوده است . به هنگامى كه شبيب خارجى به كوفه درآمد شبانه بر نمازگزاران و كسانى كه در مسجد بودند شبيخون زد و همه آنان و از جمله ابو سليم را كشت و مردم از آن شب تهجد و شب زنده‌دارى در مسجد را رها كردند . ليث مردى شايسته و عابد ولى در حديث ضعيف بود . گفته مىشود كه از عطاء و طاوس و مجاهد در باره چيزى مىپرسيد و با آنكه آن سه در آن باره اختلاف نظر داشتند او بدون توجه و بدون آنكه عمدى داشته باشد روايت مىكرد كه هر سه اتفاق نظر دارند .

اجلح بن عبد الله كندى

كنيه‌اش ابو حجيّة بوده است و به روزگار خلافت منصور پس از قيام و خروج محمد و ابراهيم پسران عبد الله بن حسن بن حسن ( ع ) درگذشته است . آن دو به سال يكصد و چهل و پنج قيام كردند . اجلح به راستى ضعيف بوده است .

عبد الملك بن ابى سليمان عرزمى

كنيه‌اش ابو عبد الله و از وابستگان قبيلهء فزاره است . نام اصلى پدرش ميسرة بوده است . همگان بر اين اتفاق نظر دارند كه عبد الملك روز دهم ذى حجه سال يكصد و چهل و پنج در
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 806 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد