( 1 ) گويد يحيى بن عبّاد ، از شعبه ، از ابو اسحاق ، از عبد الرحمان بن زيد بن خارف ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه على عليه السلام بوديم كه آهنگ رفتن به مسكن داشت كنار پل دو ركعت نماز گزارد . [ 1 ]
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از عبد الرحمان بن زيد همدانى ما را خبر داد كه مىگفته است * به حضور على ( ع ) كه اموالى را بخش مىكرد رسيدم . من لباسهاى نو و پسنديده بر تن داشتم ، گفتم : به من چيزى عطا نمىفرمايى . او كه مرا بدان صورت ديد فرمود : از اين مال بى نياز نيستى ؟ گفتم : چرا ، فرمود : در آن صورت تو را از آن بهرهيى نيست .
گويد فضل بن دكين ، از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه سخن از عبد الرحمان بن زيد فايشى به ميان آورده و گفته است * بسيار زيبا و داراى موهاى پرپشت بود و بر تن او بردهاى بريده و جامههاى پسنديده ديدم .
ظبيان بن عمارة
از على ( ع ) روايت كرده است .
گويد محمد بن عبيد ، از ابو قطبه سويد بن نجيح ، از گفتهء ظبيان بن عمارة ما را خبر داد كه مىگفته است * گروهى از مردم قبيلهء عكل زن و مردى را پيش على آوردند و گفتند : آن دو را زير يك لحاف ديدهاند كه شراب و گل هم كنارشان بوده است . على فرمود : دو پليد پليد آورنده و بر آنان تازيانهيى كمتر از ميزان حد مقرر زد - يا آنكه هم تازيانه زد و هم حد جارى فرمود .
عبد الرحمان بن عوسجة نهمى
از قبيلهء همدان است . از على روايت كرده و كم حديث بوده است .
هامش
[ 1 ] . شايد مقصود اين باشد كه در آن فاصله كه رسيدند نماز را شكسته و به جاى چهار ركعت دو ركعت گزاردند .