( 1 ) مىگذشت و بر ما سلام مىداد . او محدثى ثقه و نامور بوده است .
ابو صالح سمّان
نامش ذكوان است . او پدر سهيل بن ابو صالح است ، و بردهء آزاد كرده و وابستهء جويريه است كه بانويى از قبيلهء قيس بوده است .
ابو صالح از مردم مدينه بود و بسيار به كوفه مىآمد و در محلهء بنى كاهل ساكن مىشد و پيشنمازى ايشان را عهدهدار مىشد . او گاهى از على ( ع ) روايت كرده است . گروهى از كوفيان از جمله حكم بن عتبة و عاصم بن ابى النجود و اعمش و از مردم مدينه عبد الله بن دينار و قعقاع بن حكيم و زيد بن اسلم از او روايت كردهاند .
گويد ابو اسامة ، از مفضّل بن مهلهل ، از مغيره ، از پدرش ، از ابو صالح سمّان ما را خبر داد كه مىگفته است * خود از على ( ع ) اين مسأله را پرسيدم يا مرد ديگرى از على ( ع ) مسأله پرسيد و گفت : درمهايى كه پيش من مانده و نمىتوان آنها را خرج كرد آيا مىتوانم از - صرافها - درمهاى ديگرى بخرم كه قابل مصرف باشد و چيزى از آن كسر كنم ؟ فرمود :
نه با درمهاى خود طلا بخر و سپس با آن درمهاى رايج را خريدارى كن كه بتوانى در نيازهاى خود مصرف كنى . ابو صالح محدثى ثقه و پرحديث بوده است . [ 1 ]
ابو صالح زيّات
نامش سميع و محدثى كم حديث بوده است .
ابو صالح حنفى
نامش عبد الرحمان و نام پدرش قيس و برادر طليق بن قيس بن قيس حنفى و از نژادگان ايشان و محدثى ثقه و كم حديث بوده است .
هامش
[ 1 ] . ظاهرا پارهيى از درمها در مناطق مخصوصى رايج بوده است و در بازار مناطق ديگر رايج نبوده است و ناچار از تنزيل بودهاند .