تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
( 1 )

اسود بن هلال محاربى

يعنى محارب بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر . او از عمر و عبد الله بن مسعود و معاذ بن جبل روايت كرده است . گويد سعيد بن منصور ، از شريك بن عبد الله ، از اشعث بن سليم ، از گفتهء خود اسود ما را خبر داد كه مىگفته است * به روزگار خلافت عمر بن خطاب از سرزمين خود كوچ كردم و همراه شتران خود به مدينه آمدم . چون به مسجد در آمدم ديدم عمر بن خطاب براى مردم سخنرانى مىكند و مىگويد : اى مردم به حج برويد و با خود قربانى ببريد - قربانى كنيد - كه خداوند قربانى را دوست مىدارد . گويد : چون از مسجد بيرون آمدم ديدم لگام هر يك از شتران مرا مردى به دست گرفته و آنها را از من خريدند و سودى سرشار بردم . گويد فضل بن دكين ، از مسعر ، از ابو صخر ما را خبر داد كه * بر تن اسود بن هلال طيلسانى آراسته به ديباى دراز بود . اسود بن هلال به روزگار حجاج پس از جنگ دير جماجم درگذشته است .

سليم بن حنظله بكرى

او از عمر و عبد الله بن مسعود و ابىّ بن كعب روايت كرده است .

نعمان بن حميد بكرى

او از عمر و عبد الله بن مسعود و نيز از سلمان روايت كرده است . او مىگويد : همراه دايى خود در مدائن پيش سلمان رفتم . سلمان با او دست داد و من سلمان را داراى زلف و كاكل ديدم . [ 1 ] گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از سماك ما را خبر داد كه ضمن روايتى كه از
هامش
[ 1 ] . كلمه متن « مقصّص » است و با توجه به توضيح ابن اثير در النهايه ترجمه شد . به جلد چهارم ، صفحه 71 آن كتاب مراجعه فرماييد .