( 1 ) ذات السلاسل روانه فرموده بود در آن جنگ شركت كرد و در همان جنگ با ابو بكر همنشينى داشته و از او روايت كرده است . رافع از آن جا به سرزمين قوم خود برگشته و پيامبر ( ص ) را نديده است .
هنگامى كه خالد بن وليد از عراق به شام مىرفته است رافع راهنمايى او را بر عهده داشته و او و سپاهش را از بيابان برده و در باره او چنين سروده شده است :
« پاداش رافع بر خدا باد ، آنجا كه راهنمايى را عهدهدار شد و از بيابان خشك قراقر به منطقهء سوى رهنمون شد ، كوير بىآبى كه هر افسرده دل به هنگام گذشتن از آن مىگريد ، و پيش از تو آدميزادهيى ديده نشده است كه آن را پيموده باشد » . [ 1 ]
رافع در سالهاى پايانى زندگى خويش كارگزار قوم خود بوده است . طارق بن شهاب از او روايت كرده است .
سويد بن غفلة
ابن عوسجة بن عامر بن وداع بن معاوية بن حارث بن مالك بن عوف بن سعد بن عوف بن حريم بن جعفى بن سعد العشيرة از قبيلهء مذحج است .
او روزگار پيامبر ( ص ) را درك كرده و به منظور ديدار آن حضرت به مدينه آمده است و در آن هنگام رسول خدا ( ص ) رحلت فرموده بود ، سويد با ابو بكر و عمر و عثمان و على همنشينى كرده است . در جنگ صفين همراه على ( ع ) بوده است . از عبد الله بن مسعود حديث شنيده و از عثمان چيزى نشنيده است ، كنيهء سويد ، ابو امية بوده است .
گويد فضل بن دكين و هشام پدر وليد طيالسى هر دو از شريك ، از عثمان ثقفى ، از ابو ليلى كندى ، از سويد بن غفلة ما را خبر داد كه مىگفته است * از سوى پيامبر ( ص ) جمع كننده زكات پيش ما آمد . من دست او را گرفتم و در فرمانى كه براى او نوشته شده بود چنين خواندم كه نبايد گروههاى جدا از يك ديگر دامها را يك جا جمع كند و نبايد گروههاى
هامش
[ 1 ] .لله درّ رافع انى اهتدى * فوّز من قراقر الى سوى
خمسا اذا ما سارها الحبس بكى * ما سارها قبلك من انس ارىياقوت در معجم البلدان ذيل قراقر و سوى اين دو بيت را آورده است كه ذيل كلمه قراقر تفاوتهاى لفظى و تقديم و تأخير در مصراعها ديده مىشود . با توجه به توضيح ياقوت ترجمه شد .