تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
( 1 ) سخنورترين مردم دنيا بود كه سخنرانى او را شنيده بودم .

ابو ليلى

نامش بلال و نام پدرش بليل بن احيحة بن جلاح و از خاندان عمرو بن عوف - قبيلهء خزرج - بود . او پدر عبد الرحمان بن ابى ليلى است . ابو ليلى در محلّه جهينه كوفه خانه‌يى داشت .

برادرش ، عمرو بن بليل

ابن احيحة بن جلاح از خاندان عمرو بن عوف است .

شيبان

او از انصار و نياى ابو هبيره است . فضل بن دكين از حفص بن غياث ، از اشعث ، از ابو هبيرة يحيى بن عبّاد ، از پدر بزرگش شيبان ما را خبر داد كه مىگفته است * وارد مسجد مدينه شدم و كنار يكى از حجره‌ها نشستم . پيامبر ( ص ) صداى نفس مرا شنيدند و پرسيدند آيا ابو يحيايى ؟ گفتم : آرى . فرمود : بيا چاشت بخور . گفتم : من روزه‌ام . فرمود : « آرى من هم مىخواستم روزه بگيرم ولى مؤذن ما پيش از آنكه سپيده دم بدمد اذان گفت ، گويا در چشمش عيبى يا چيزى است » . [ 1 ]

قيس بن ابى غرزة انصارى

هامش
[ 1 ] . ظاهرا بايد پس از دميدن سپيده دم باشد زيرا پيش از طلوع فجر براى روزه گرفتن اشكالى ندارد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 501 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد