تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
( 1 ) گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از مجزأة ، از هانى بن اوس كه از شركت‌كنندگان بيعت رضوان بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * زانويش دردمند شده و به هنگام سجده بالشى زير زانو مىنهاده است .

حارث بن وهب خزاعى

وائل بن حجر حضرمى

ابو حذيفه موسى بن مسعود . از سفيان بن سعيد ثورى ، از عاصم بن كليب ، از پدرش ، از وائل بن حجر ما را خبر داد كه مىگفته است * به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم موهاى سرم بلند - ژوليده - بود . پيامبر فرمود : نافرخنده . من رفتم و موهاى سرم را كوتاه كردم و دوباره به حضور پيامبر آمدم . آن حضرت پرسيد چرا موهايت را كوتاه كردى ؟ گفتم : شنيدم كه فرمودى نافرخنده - ذباب [ 1 ] پنداشتم مرا در نظر داشتى . فرمود : تو را در نظر نداشتم ، و اين نيكوتر است . گويد كلمه ذباب يمانى است .

صفوان بن عسّال مرادى

او از خاندان ربض بن زاهر بن عامر بن عوثبان بن زاهر بن مراد است و شمارشان در جمل است . [ 2 ] گويد عمرو بن عاصم كلابى ، از همّام بن يحيى ، از عاصم ، از زرّ بن حبيش ما را خبر داد كه مىگفته است * صفوان بن عسّال مرادى را ديدم و پرسيدم آيا رسول خدا ( ص ) را
هامش
[ 1 ] . با توجه به توضيح ابن اثير در النهاية فى غريب الحديث به صورت نافرخنده ترجمه شد . شايد هم به معنى سرگشته و دو دل باشد كه به صورت مذبذب در كلام الله در نكوهش منافقان در آيه 143 سوره چهارم آمده است . [ 2 ] . از شاخه‌هاى بزرگ - بطون - قبيلهء مذحج است . به ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، مصر ، 1391 ق ، ص 476 مراجعه فرماييد .