( 1 ) مغيره در آن شهر درگذشت .
گويد وهب بن جرير بن حازم ، از گفتهء شعبه ، از مغيره ، از سماك بن سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * نخستين كسى كه به امارت بر او سلام داده شد مغيرة بن شعبه بوده است .
گويد عبد الرحمان بن محمد محاربى ما را خبر داد و گفت از عبد الملك بن عمير شنيدم كه مىگفت * خودم به روز عيد مغيرة بن شعبه را ديدم كه سوار بر شتر براى مردم خطبه مىخواند و هم او را ديدم كه موهاى خود را با رنگ زرد خضاب مىبست .
گويد محمد بن عمر واقدى ، از گفتهء محمد بن ابى موسى ثقفى از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * مغيرة بن شعبه در كوفه به ماه شعبان سال پنجاه هجرى و به روزگار خلافت معاويه درگذشت . مردى بلند قامت و يك چشم بود . چشم ديگرش در جنگ يرموك كور شده بود .
گويد وكيع بن جراح ، از گفتهء مسعر ، از زياد بن علاقه ما را خبر داد كه مىگفته است * از جرير بن عبد الله به هنگام مرگ مغيرة بن شعبه شنيدم كه به مردم مىگفت : از خداوند براى امير خود طلب عافيت كنيد كه او عافيت را دوست مىداشت . [ 1 ]
خالد بن عرفطة
ابن ابرهة بن سنان عذرى . از قبيلهء قضاعة و همپيمان خاندان زهرة بن كلاب است . با پيامبر ( ص ) مصاحبت داشته و از آن حضرت روايت كرده است .
به روز جنگ قادسيه سعد بن ابى وقاص او را به فرماندهى جنگ گماشت . خالد بن عرفطة در جنگ نخيله خوارج را كشت و پس از آن ساكن كوفه شد و آن جا خانهيى ساخت . بازماندگان و فرزندزادگان او تا امروز - قرن سوم - برجاىاند .
هامش
[ 1 ] . خاموش ماندن محمد بن سعد از گفتن و نوشتن پارهيى از پيشامدهاى مهم زندگى اشخاص مايه گمراهى خواننده مىشود . چگونه ممكن است تصور كرد كه محمد بن سعد از داستان رسوايى مغيره و متهم شدن او به زناكارى كه در بسيارى از منابع معتبر آمده است و همين موضوع سبب بركنارى او از حكومت بصره بوده است آگاه نباشد ! براى آگهى در اين باره به ترجمه نهاية الارب نويرى ، ج 4 ، تهران ، 1364 ش ، ص 294 و الاغانى ، ج 16 ، چاپ دار الكتب ، ص 95 و شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، ص 227 مراجعه فرماييد .