( 1 ) فتوى مىدادند شش مرد بودند : علقمه و اسود و مسروق و عبيدة و حارث بن قيس و عمرو بن شرحبيل .
گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمة ، از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * ياران - شاگردان - عبد الله بن مسعود پنج تن بودند . برخى عبيده را بر همگان و برخى علقمه را بر ديگران مقدم مىداشتند ولى در اين اختلاف نداشتند كه شريح آخر از همه است . گويد به حماد گفته شد ايشان را بشمر . گفت : عبيدة و علقمه و مسروق و همدانى و شريح . حماد گفته است : به خاطر ندارم و نمىدانم محمد نخست همدانى را گفت يا شريح را .
گويد روح بن عبادة ، از هشام ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * شاگردان و ياران عبد الله بن مسعود كه احاديث او را حفظ كردند پنج تن بودهاند و همگان شريح را آخرين ايشان قرار مىدهند . برخى نخست حارث و سپس عبيده را برشمردهاند و برخى عبيده را نخست و حارث را دوم شمردهاند و سپس علقمه و پس از او مسروق را شمردهاند .
گويد عبيد الله بن موسى ، از عبد الجبّار بن عباس ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عطاء نشسته بودم و با او گفتگو مىكردم و مسأله مىپرسيدم . به من گفت : اهل كجايى ؟ گفتم : از مردم كوفهام . عطاء گفت : دانش براى ما از ناحيه شما رسيده است .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از عمارة بن قعقاع ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم شبرمه مىگفت * ميان هيچ قبيلهيى بيشتر از قبيلهء ثور فقيه و پارسا نديدهام .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ابن عون ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * من ميان كسانى كه داراى موهاى سياه هستند هيچ گروهى را داناتر از كسانى كه در كوفه پشت سر گذاشتهام نديدهام ، آن هم همراه با گستاخى .
محمد بن سعد مىگويد از گفتهء سفيان بن عيينة مرا خبر دادند كه مىگفته است مردى به حسن بصرى گفت * اى ابو سعيد مردم بصره مقدمند يا مردم كوفه ؟ گفت : عمر از مردم كوفه آغاز مىكرد و همه خاندانهاى كهن در آن شهرند و در بصره نيستند .
محمد بن سعد مىگويد از ابن ادريس ، از مالك بن مغول مرا خبر دادند كه شعبى گفته است * هيچ كس از اصحاب محمد ( ص ) وارد كوفه نشده است كه از لحاظ سودبخشى علمى و فقه چون ابن مسعود باشد . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] . بسيارى از مورخان از جمله ابن ابى الحديد در شرح خطبه 56 ، شعبى را از منحرفان از على ( ع ) شمردهاند و معلوم نيست