تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
( 1 ) گويد معن بن عيسى ، از سعيد بن سائب طائفى ، از پدرش ، از يزيد بن اسود ما را خبر داد كه مىگفته است * در جنگ حنين همراه مشركان شركت كرده و سپس اسلام آورده است و افتخار مصاحبت با پيامبر پيدا كرده و كنيه‌اش ابو حاجزه بوده است .

عبيد الله بن معيّة سوائى

گويد وكيع بن جرّاح و حميد بن عبد الرحمان رواسى ، از سعيد بن سائب طائفى ما را خبر داد كه مىگفته است از پير مردى از قبيلهء سواءة كه از خاندان عامر بن صعصعة و نامش عبيد الله بن معيه بود شنيدم كه مىگفت * به روزگار جنگ طائف دو مرد از ياران رسول خدا كنار دروازه بنى سالم كشته شدند . جنازهء آنان را به حضور پيامبر بردند و چون اين خبر به آن حضرت رسيد پيام فرستاد كه آن دو را همان جا كه كشته شده‌اند يا جايى كه پيام‌آور برسد به خاك بسپرند . آن دو را در فاصلهء جايى كه كشته شده بودند و محل اقامت رسول خدا ( ص ) به خاك سپردند . وكيع ضمن اين حديث گفته است كه عبيد الله بن معيه به روزگار رسول خدا يا نزديك به آن زاده شده است ، و حميد مىگفته است دوره جاهلى را درك كرده بوده است .

ابو رزين عقيلى

نامش لقيط و پسر عامر بن منتفق است . گويد عفان بن مسلم و ابو الوليد هشام طيالسى و يحيى بن عباد همگى گفتند شعبه ، از نعمان بن سالم ، از عمرو بن اوس ، از ابو رزين براى ايشان حديث كرده كه * به محضر پيامبر ( ص ) رسيده است و گفته است : اى رسول خدا ! پدرم پيرى سخت فرتوت است و او را توان گزاردن حج و عمره و كوچ كردن نيست . پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : « خودت به نيابت پدرت حج و عمره بگزار » . محمد بن سعد مىگويد : ابو الوليد موضوع « كوچ كردن » را نگفته است ولى عفان و يحيى بن عباد گفته‌اند .