( 1 )
ابو زهير بن معاذ ثقفى
او موضوع سخنرانى حضرت ختمى مرتبت را براى ايشان در منطقه نبأة طائف حديث كرده است . و پسرش ابو بكر آن را از او نقل و روايت كرده است .
كردم بن سفيان ثقفى
گويد محمد بن عمر واقدى ، از گفتهء ابن جريج ما را خبر داد كه گفته است * كردم بن سفيان ثقفى به حضور پيامبر آمد و گفت : اى رسول خدا ! من نذر كردهام كه ده شتر از اموال خود را در بوانة [ 1 ] بكشم . پيامبر فرمودند : هنگامى كه اين نذر را كردى در خود گرايشى به كارهاى دورهء جاهلى داشتى ؟ گفت : اى رسول خدا به خدا سوگند نه . فرمودند : برو و آنها را نحر كن .
وهب بن خويلد بن ظويلم
ابن عوف بن عقدة بن غيرة بن عوف بن ثقيف . اسلام آورد و با پيامبر ( ص ) مصاحبت داشت و در زندگى حضرت ختمى مرتبت درگذشت . در بارهء ميراث او بنى غيرة با يك ديگر ستيز كردند و داورى به پيش پيامبر ( ص ) بردند و آن حضرت ميراث او را به وهب بن امية بن ابى الصلت بخشيدند .
وهب بن اميّة
ابن ابى الصلت بن ربيعة بن عوف بن عقدة بن غيرة بن عوف بن ثقيف . او مسلمان شد و با پيامبر ( ص ) مصاحبت داشت . پدرش امية بن ابى الصلت شاعر است . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . نام تپه سنگى و پشتهيى در ينبع و نزديك درياى سرخ كه گويا پيش از اسلام بتخانه داشته است . به معجم البلدان ياقوت حموى ، چاپ مصر ، ج 3 ، 1906 ميلادى ، ص 300 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . از شاعران قرن هفتم ميلادى و معاصر با پيامبر ( ص ) كه خود پيشگويى ظهور آن حضرت را مىكرد و سپس از رشگ