تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
( 1 ) ختمى مرتبت و تمام خلافت ابو بكر و بخشى از خلافت عمر همچنان حاكم طائف بود . هنگامى كه عمر مىخواست بر بحرين حاكم بگمارد عثمان بن ابى العاص را به او پيشنهاد كردند و نام بردند . گفت : او اميرى است كه رسول خدا ( ص ) منصوبش فرموده است و من او را از طائف بر كنار نمىسازم . گفتند : اى امير مؤمنان ! او را فرمان بده هر كه را خود دوست مىدارد و مىخواهد به جانشينى خود بگمارد و تو براى حكومت بحرين از او يارى بخواه ، در اين صورت چنان است كه او را عزل نكرده‌اى . گفت : آرى ، كار درستى است . براى عثمان بن ابى العاص نوشت كه هر كه را دوست مىدارى بر منطقه‌ات بگمار و خود پيش من بيا . او برادرش حكم بن ابى العاص را به طائف گماشت و خود پيش عمر آمد و عمر او را به حكومت بحرين گماشت . عثمان بن ابى العاص پس از بركنارى از حكومت بحرين خود و افراد خانواده‌اش به بصره آمدند و آن جا محترم و شريف شدند . محل و جويى كه در بصره به شط عثمان مشهور است منسوب به اوست .

برادرش ، حكم بن ابى العاص

ابن بشر بن عبد دهمان . اندكى افتخار صحابى بودن پيامبر ( ص ) را داشته است .

اوس بن عوف ثقفى

از افراد خاندان مالك است . او همان كسى است كه به عروة بن مسعود ثقفى تير زد و او را كشت . اوس پس از آن همراه نمايندگان ثقيف به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و اسلام آورد و پيش از آنكه پيامبر ( ص ) با ثقيف پيمان بندد اوس از ابو مليح پسر عروة و از قارب بن اسود - برادر زاده عروه - بيم داشت كه او را بكشند و از اين موضوع به ابو بكر شكايت كرد . ابو بكر آن دو را از تعرض نسبت به او بازداشت و گفت : مگر شما مسلمان نيستيد ؟ گفتند : مسلمانيم . ابو بكر گفت : پس چگونه مىخواهيد كينه‌توزيهاى روزگار شرك را انجام دهيد . اوس مردى است كه اينك براى مسلمان شدن آماده است و او را پناه و زينهارى است و اگر مسلمان شده باشد خونش بر شما حرام خواهد بود و آنان را به يك ديگر نزديك ساخته
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 394 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد