تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
( 1 ) ماندند تا نمايندگان ثقيف در ماه رمضان سال نهم به مدينه آمدند و اسلام آوردند و با پيامبر عهد و پيمان بستند ، و آن دو هم همراه ايشان به طائف بازگشتند . ابو مليح به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا پدرم در حالى كشته شد كه دويست مثقال طلا وام داشت اگر مصلحت مىبينيد كه آن وام را از محل زرينه‌ها و زيورهاى بتخانه لات بپردازيد چه خوب است كه اقدام كنيد . پيامبر فرمود : آرى چنين مىكنم .

قارب بن اسود

ابن مسعود بن معتب بن مالك . برادرزاده عروة است . هنگامى كه ابو مليح پسر عروه در باره پرداخت وام پدر خود با رسول خدا ( ص ) سخن گفت ، قارب گفت : اى رسول خدا ! وام پدرم اسود بن مسعود را هم پرداخت كن ، كه او هم وامى همانند وام عروه دارد و از اموال بتخانه آن را بپرداز . پيامبر فرمود : « اسود در حال كفر مرده است » . قارب گفت : آن وام بر عهده من افتاده است و از من مطالبه مىكنند . لطفا به پاس خويشاوندى و نزديكى پرداخت فرماى . رسول خدا فرمود : در اين صورت انجام مىدهم و وام عروه و اسود را از اموال بتخانه پرداخت فرمود .

حكم بن عمرو

ابن وهب بن معتب بن مالك . او از كسانى بود كه همراه نمايندگان ثقيف به حضور پيامبر آمدند و اسلام آوردند .

غيلان بن سلمة

ابن معتب بن مالك بن كعب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقيف . مادر سلمة بن معتب ، كنّه دختر كسيرة بن ثماله از قبيلهء ازد است . برادر مادرى سلمة ، اوس بن ربيعة بن معتب است كه اين دو پسران كنّه‌اند و منسوب به مادر خويش‌اند . غيلان بن سلمة شاعر بود . او پيش خسرو ايران رفته و از او خواسته بود براى او در